اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چند نکته از مبانی مکتب عرفان

آداب سخنرانی و برگزاری مجالس اهل‌بیت در مکتب عرفان

15886

چند نکته از مبانی مکتب عرفان

15
  • یک روز صبح، یکی از اصحاب می‌بیند امام حسین [از منزل] درآمده، [از حضرت پرسید:] «صبح به کجا می‌روید؟!» [حضرت] گفت: «می‌خواهم بروم خانۀ برادرم و من اوّل کسی باشم که برای ملاقات با برادرم پیش‌قدم شده باشم.»1

  • اولاً او [امام حسن] امام است و هم برادر بزرگ‌تر، مقاماتش ‌به‌جای خود محفوظ؛ ولی امام حسین می‌خواهد بفرماید حتی اگر او امام هم نبود، حتی اگر برادر بزرگ‌تر هم نبود، [حتی] اگر دوقلو هم بودیم، [باز هم] من این کار را زودتر می‌کردم تا به ‌حساب من نوشته شود که من زودتر آمدم و اقدام کردم.

  • این دستور، می‌شود دستور سلوکی؛ می‌شود دستور اخلاقی.

  • پیش‌قدمی در عمل، مایۀ رشدی فراتر از عمل پس از امر استاد

  • [آیا] حتماً باید مرحوم آقا [علامه طهرانی] زنده شود، با آن عمامۀ سبز یا با این عمامه‌ای که در اینجا هست بیاید و در گوش شما چیزی بگوید؟! همین [مطلبی] که الآن من گفتم، بنده از خود ایشان شنیده‌ام. آنچه مهم است، ترتیب  اثر دادن به مبانی‌ای است که به‌دست ما می‌رسد، نه‌اینکه انسان بخواهد هر قضیّه‌ای را به‌خصوص بشنود تا برای او اهمّیت داشته باشد. این‌ افراد خیلی رشد نمی‌کنند؛ نه‌اینکه [اصلاً رشد] نکنند، اما رشدشان کم است. بنا بر این، باید انسان [به] آنچه که هست طبق دستور عمل کند.

  • گستردگی مطالب بیان‌شده در این مکتب، از جستجو در مطالب دیگر بی‌نیاز می‌کند

  • هفده سال از فوت مرحوم آقا [علامه طهرانی] می‌گذرد. سه سال قبل از زمان [وفات] مرحوم آقا، در زمان حیاتشان ما [بیان] این مطالب را در قم شروع کردیم. بیست سال است که من این مطالب را برای رفقا و دوستان می‌گویم. بیست سال است من دارم حرف می‌زنم؛ کرمان می‌آیم حرف می‌زنم، شیراز می‌آیم، اهواز می‌رویم، اصفهان می‌رویم صحبت می‌کنیم، طهران می‌رویم، خارج می‌رویم. این صحبت‌ها بیست سال [است که گفته می‌شود]! شما اینها را جمع کنید و ببینید تا کجا می‌رسد!

    1.  کشف الغمّة، ج 2، ص 32:
      «وَ قِيلَ: كَانَ بَيْنَهُ [أبا‌عبد‌الله الحسین علیه‌السّلام] وَ بَيْنَ الْحَسَنِ علیه‌السّلام كَلَامٌ فَقِيلَ لِلْحُسَيْنِ علیه‌السّلام: ادْخُل‌ عَلَى أَخِيكَ فَهُوَ أَكْبَرُ مِنْكَ! فَقَالَ: إِنِّي سَمِعْتُ جَدِّي صلّی الله علیه و آله و سلّم يَقُولُ: أَيُّمَا اثْنَيْنِ جَرَى بَيْنَهُمَا كَلَامٌ فَطَلَبَ أَحَدُهُمَا رِضَى الْآخَرِ كَانَ سَابِقَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ أَنَا أَكْرَهُ أَنْ أَسْبِقَ أَخِيَ الْأَكْبَرَ. فَبَلَغَ قَوْلُهُ الْحَسَنَ علیه‌السّلام فَأَتَاهُ عَاجِلًا.»