
چند نکته از مبانی مکتب عرفان
آداب سخنرانی و برگزاری مجالس اهلبیت در مکتب عرفان
چند نکته از مبانی مکتب عرفان
19این مطالبی [بود] که من خواستم بهطور عموم خدمت رفقا عرض کنم.
تذکر چند نکته دربارۀ برگزاری جلسات
مقدمه: میزان قرب به استاد، با میزان عمل به وظایف منطبق است
و اما بهخصوص، راجع به دو مطلب [لازم است] در این مسئله تذکر بدهم تا رفقا آن را [مد نظر] داشته باشند. اگر بعداً هم رفقا حرفی دارند، بزنند؛ چون برخلاف آنچه در بعضی جاها مطرح میشود، من افراد خاصی ندارم که آنها بیایند به من مطلبی بگویند. تنها مطلبی که من از آن فرار میکنم و بهشدت با آن برخورد میکنم، این است که کسی بیاید مرا آنالیز1 کند، یا بخواهد حرفی به من بگوید. این مسئله برای من از کفر بدتر است! و [به محض اینکه] احساس کنم یک شخص میخواهد با من [چنین کاری] بکند، به یک قسمی مطلب را به نحوۀ دیگری [عوض] میکنم.
[درعینحال] همۀ رفقا از نظر صحبتکردن با من آزاد هستند و من همیشه این راه را بین خودم و آنها باز نگه میدارم؛ هرکسی هرچیزی در دلش هست، بیاید و مطرح کند. من نمیخواهم در دل کسی، نسبت به بنده یا نسبت به مطالبی که میگویم، یک نقطۀ ابهام باشد. در اینجا نه جانب کسی را میگیرم و [نه اینکه] نعوذبالله، خدایناکرده بهخاطر کسی یا [برای] دلخوشی فردی، بخواهم از حقّی بگذرم. چون انسان به این مطالب نیاز ندارد. این دو روز دنیا دیگر [ارزش ندارد]! اگر یکوقتی به این چیزها نیاز داشتیم، دیگر در این دو روز آینده به این مسائل نیاز نداریم که بخواهیم به این مطالب بپردازیم.
لذا آن فرد و رفیقی به بنده نزدیکتر است که به مطالبی که از بزرگان به گوشش میرسد، عمل کند و به آن مسائل ترتیب اثر بدهد. و الا آمدن و دست بوسیدن یا مثلاً قربانصدقه رفتن، چیزی بر ارادت ما اضافه نمیکند! فقط اگر احساس کنم که رفیقی، نسبت به مسائلی که مرحوم آقا [علامه طهرانی] و بزرگان فرمودهاند و دستور دینی ماست ـ نسبت به مسائل خانوادهاش، رفیقش، مسائل اجتماعی، کار و کسبش و همینطور مسائل شخصی ـ بیشتر رعایت میکند، خواهینخواهی و اتوماتیکوار بدون اینکه حتی من بفهمم، میبینم دلم نسبت به او گرایش بیشتری دارد.
- . Analysis: تجزیه و تحلیل؛ پالایش؛ کاوش. (محقق)
