
جایگاه عقل و عقلانیت در سلوک
جایگاه عقل و عقلانیت در سلوک
18غلبه احساست بر عقل آفت سلوک
صحبت این است که ما نباید به افراد نگاه بکنیم، و حرکات آنها را مدّ نظر بیاوریم. نگاه باید عمیق باشد که آن حرکات بر چه اساسی است؟ آیا آن حرکات، حرکات مقطعی بوده یا حرکات مستمر است؟ آن شور و نشاط، نشاط مستمر است یا اینکه در یک برهه هست و در یک برهه نیست؟ با یک حرفی که به یک شخص زده میشود، آیا تزلزل پیدا میشود یا پیدا نمیشود؟ [فقط با] یک حرف!
قبل از اینکه برود تحقیق بکند که آیا این حرف صحیح است یا صحیح نبوده است؟ یک حرف به آدم میگویند، [آدم میگوید] «عجب! ما نمیدانستیم.» درحالیکه اصلاً نه سر داشته و نه ته داشته است، اصلاً از بیخ حرفِ دروغ است. خب این چه چیزی را نشان میدهد؟
اینکه ما احساساتمان بر عقلمان در مسائل و در قضایا غالب است، این مسئله باید تغییر پیدا کند. باید یکخُرده بیشتر فکر کنیم. مثلاً یکی از کارهایی که میکنیم، بنا بر این بگذاریم از این به بعد هر مطلبی را که گفتند ـ این را قاعده و قانون قرار بدهیم ـ به آن شخص بگوییم که من باید راجع به این قضیّه تحقیق کنم. این یک جمله را همان موقع بگوییم، آنوقت میبینید قضیّه چقدر فرق کرد.
تا اینکه گوش بدهیم [و بگوییم:] «عجب! عجب! من نمیدانستم.» بعد، این من نمیدانستم میآید در دل، در نفس شروع به تخریب، خراب کردن و از بین بردن میکند. وقتی که جلو میآیید به یک شخص میرسید، میخواهید برخوردی کنید، یک دفعه میبینید اصلاً اصل قضیّه دروغ بوده است، دروغ دروغ! اینهمه مدّت این تخریبش را انجام داده است و کار خودش را کرده است، آن اثر منفی که باید بگذارد گذاشته است؛ بعد هم معلوم شده است اصلاً، این (قضیه) اصل نداشته است، اصلاً واقع نداشته است. خب چرا از آن اول ما نیاییم کارمان را صحیح کنیم؟ مگر یا امام صادق علیه السّلام پیغمبرنفرمودند: مؤمن آن کسی نیست که هفتاد بار حمل به صحت کند و در دفعه هفتاد و یکم نکند ...1
- مصباح الشریعه، ص 173: ِ ... وَ قَالَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ إِذَا رَأَيْتُمْ أَحَدَ إِخْوَانِكُمْ فِي خَصْلَةٍ تَسْتَنْكِرُونَهَا مِنْهُ فَتَأَوَّلُوهَا سَبْعِينَ تَأْوِيلًا فَإِنِ اطْمَأَنَّتْ قُلُوبُكُمْ عَلَى أَحَدِهَا وَ إِلَّا فَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ حَيْثُ لَمْ تَعْذِرُوهُ فِي خَصْلَةٍ يَسْتُرُهَا عَلَيْهِ سبعين [سَبْعُونَ] تَأْوِيلًا فَأَنْتُمْ أَوْلَى بِالْإِنْكَارِ عَلَى أَنْفُسِكُمْ مِنْه ...
