
جایگاه عقل و عقلانیت در سلوک
جایگاه عقل و عقلانیت در سلوک
23ضرر توجه به دیگران و پیگیری رفتار آنها
داد و بیداد زیاد است، چقدر این عمق دارد؟ حرف زیاد است، چقدر عمق دارد؟ آن عمق [مطلب است] که تعیین کننده است؛ نه داد و بیداد و کلاس گذاشتن و تألیف کردن و کتاب و سی دی این طرف و آنطرف پخش کردن، آن تعیین کننده نیست. عمق قضیّه و رسیدن به مطلب، راه و مسیر انسان را تعیین میکند. بنابراین شخص سالک فقط باید به خودش نگاه کند که کار خودش مطابق با موازین هست یا نیست، تمام شد! اگر بخواهد گوشه چشمی به این طرف و آنطرف داشته باشد یک روز همین او را گیر میاندازد.
در زمان بعد از مرحوم آقا خیلی قضایا پیش آمد، ما دیگر آن پرونده را بستیم و تمام کردیم. یک بنده خدایی بود از دوستان، او هر دفعه ما را میدید، ما از مشهد میآمدیم [میپرسید:] آقا از مشهد چه خبر؟ گفتم: «آقا پرونده را بستیم تمام شد دیگر، برویم دنبال کارمان.» او از این حرف ما ناراحت میشد. این [ مطلبی] که من خدمتتان عرض میکنم چون مسئله خیلی مسئلۀ مهمّی است، این را هم عرض میکنم و دیگر رفع زحمت کنیم. إنشاءالله اگر خداوند توفیق داد برای شبهای آینده هم ـ مثلاً شبهای سهشنبه ـ اگر توفیق پیدا کردیم باز بتوانیم در خدمت رفقا باشیم. بسته به وضعیّت خودم و موقعیّت خودم که تا چه حد توفیق داشته باشم.
ما از این مسئله ناراحت بودیم. گفتم: «آقا ول کن! وقتی که شما راه خودت را صحیح تشخیص میدهی دیگر برای چه میپرسی فلان کس در فلان جا چهکار کرده است؟! چرا اینقدر ما دائما به کثرت بیاییم، چرا مدام بخواهیم از این تنازل کنیم و ذهن خودمان را مکدّر کنیم، نفس خودمان را بخواهیم مکدّر کنیم؟!» اما نهاینکه این شخص بر همین وضعیّت بود و نتوانست از این موقعیّت خارج بشود؛ کارش به جایی رسید که فساد و انحرافی بهوجود آورد و موجب شد عدّه زیادی از رفتار او و انحراف او صدمه بخورند و همه از او فاصله گرفتند. همه بهخاطر همین قضیّه بود. بهجای اینکه به خودش بپردازد ـ انسان باید به خودش بپردازد ـ دائما چشمش متوجّه این است که این اینجا چه میشود، آن اینجا چه میشود، در آنجا چه قضیّهای اتّفاق میافتد، در آنجا چه قضیّهای اتّفاق میافتد؟ خوب شد که آنجا [این] اتّفاق افتاد، این خوب شد به نفع ماست. این قضیّه را نگذاریم اتّفاق بیفتد، اگر اتّفاق بیفتد فلان افراد که مخالف هستند خوشحال میشوند. همهاش در کثرت، همۀاش حرکت در کثرات، انسان بخواهد در افعال دیگران سیر بکند.
