
امیرالمؤمنین علیه السلام، مصداق صراط مستقیم
معنای تقرّب. حرکت تمام بشر بهسوی خدا، چه از روی معرفت و چه از روی قهر و غضب الهی. لزوم پیمودن صراط مستقیم و نزدیکترین راه به سمت خدا. امیرالمؤمنین علیه السّلام مصداق صراط مستقیم از هر جهت. لزوم پیروی از صراط مستقیم أمیرالمؤمنین. صراط امیرالمؤمنین، صراط نور محض. حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیه السّلام. راه امیرالمؤمنین، راه بهشت. راه بهشت آسان نیست!. فرازی از نامۀ امیرالمؤمنین به والی بصره در کیفیّت حکومتداری. امیرالمؤمنین علیه السّلام پدر معنوی امّت. تقدّم امام علیه السّلام در تمام جهات و مراتب، و تبعیّت بقیّۀ افراد از ایشان. پیغمبر مأمور جنگ بر تنزیل قرآن و امیرالمؤمنین مأمور جنگ بر تأویل آن. مخفی بودن قبر امیرالمؤمنین علیه السّلام به دستور خود حضرت. تأثیر شهادت امیرالمؤمنین علیه السّلام در کائنات .عقاب دنیوی قاتل امیرالمؤمنین. نماز خواندن شهیدان به همراه امام حسن علیه السّلام بر جنازۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام. آشکار شدن موضع قبر امیرالمؤمنین علیه السّلام در زمان هارونالرّشید. آمدن حضرت خضر نبی به منزل امیرالمؤمنین علیه السّلام برای تسلیت. آتش زدن خیام حرم سیّدالشهدا علیه السّلام و حالات حضرت زینب سلام اللَه علیها.
امیرالمؤمنین علیه السلام، مصداق صراط مستقیم
توضیحات:
معنای تقرّب. حرکت تمام بشر بهسوی خدا، چه از روی معرفت و چه از روی قهر و غضب الهی. لزوم پیمودن صراط مستقیم و نزدیکترین راه به سمت خدا. امیرالمؤمنین علیه السّلام مصداق صراط مستقیم از هر جهت. لزوم پیروی از صراط مستقیم أمیرالمؤمنین. صراط امیرالمؤمنین، صراط نور محض. حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیه السّلام. راه امیرالمؤمنین، راه بهشت. راه بهشت آسان نیست!. فرازی از نامۀ امیرالمؤمنین به والی بصره در کیفیّت حکومتداری. امیرالمؤمنین علیه السّلام پدر معنوی امّت. تقدّم امام علیه السّلام در تمام جهات و مراتب، و تبعیّت بقیّۀ افراد از ایشان. پیغمبر مأمور جنگ بر تنزیل قرآن و امیرالمؤمنین مأمور جنگ بر تأویل آن. مخفی بودن قبر امیرالمؤمنین علیه السّلام به دستور خود حضرت. تأثیر شهادت امیرالمؤمنین علیه السّلام در کائنات .عقاب دنیوی قاتل امیرالمؤمنین. نماز خواندن شهیدان به همراه امام حسن علیه السّلام بر جنازۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام. آشکار شدن موضع قبر امیرالمؤمنین علیه السّلام در زمان هارونالرّشید. آمدن حضرت خضر نبی به منزل امیرالمؤمنین علیه السّلام برای تسلیت. آتش زدن خیام حرم سیّدالشهدا علیه السّلام و حالات حضرت زینب سلام اللَه علیها.
امیرالمؤمنین علیه السلام، مصداق صراط مستقیم
19آمدن حضرت خضر نبی به منزل امیرالمؤمنین علیه السّلام برای تسلیت
امروز حضرت امام حسن و امام حسین و برادران آن حضرت در کوفه نشستند، از اطراف و اکناف برای دیدن آن حضرت میآیند، برای تسلیت میآیند، زنها إقامۀ ماتم کردند، زنهای کوفه برای دیدن حضرت زینب، حضرت امّکلثوم و دختران حضرت میآیند. امام مسلمین است، والی ولایت عالم امکان از دار دنیا رفته است؛ شوخی نیست!
حضرت خضر آمد؛ روز بیست و یکم دیدند پیرمردی دارد میآید، از راه دور آمد و مقابل خانۀ امیرالمؤمنین ایستاد و خطبۀ مفصّلی خواند: «السّلامُ علیک یا أمیرَالمؤمنین! أشهدُ أنّکَ أوَّلُ القوم إسلامًا و أقدَمِهم إیمانًا و أحوَطِهِم بِدینِ اللَه!» خیلی مفصّل؛ و یکمرتبه غائب شد.
از حضرت امام حسن سؤال کردند: «این پیرمرد که بود؟» حضرت فرمود: «خضر؛ خضر پیغمبر آمده بود برای تسلیت ما.»1
آتش زدن خیام حرم سیّدالشهدا علیه السّلام و حالات حضرت زینب سلام اللَه علیها
امّا از آنطرف در قلب آن منافقین جز اینکه کینه و بخل و عداوت زیاد بشود، هیچ نیست. سیّدالشّهدا علیه السّلام را کشتند. زینب و سُکَینه و فاطمه و رقیّه، دختران آن حضرت بودند، زینب خواهرش بود، حضرت سجّاد پسرش بود. این قوم حرکت کردند و برای تسلیت، آتش به خیام حرم زدند! حضرت سجّاد، بیمار در میان خیمه افتاده است. راوی حدیث میگوید:
دیدم یک زن بلندبالایی که آتش به گوشۀ لباسش گرفته بود، خیلی مضطرب و پریشان است و مدام میآمد در میان خیمه و هراسان بیرون میآمد، میآمد داخل خیمه و بیرون میآمد! من گفتم: آخر تو چرا فرار نمیکنی؟! همه فرار کردند، همه سر به بیابان گذاشتند! گفت: «ای مرد! آخر من کجا فرار کنم؟! من در میان این خیمه یک بیمار دارم!»2
و سَیعلمُ الّذین ظلَمُوا آلَ محمّدٍ أیَّ مُنقلبٍ یَنقَلِبُون؛ ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾!3
- الکافی، ج ١، ص ٤٥٤.
- معالِی السّبطین، ص ٥٠٦:
«قال بعضُ من شَهِدَ ذلک: ”رأیتُ امرأةً جلیلةً واقفةً بباب الخَیمَةِ و النّارُ تَشتَعِلُ من جَوانِبِها، و هی تارةً تنظُرُ یمنةً و یسرةً و تارةً أخریٰ تنظُرُ إلَی السّماء و تصفَقُ بیدیها و تارةً تدخُلُ فی تلک الخیمةِ و تخرُجُ. فأسرَعتُ إلیها و قلتُ: یا هذی! ما وُقوفُکِ هاهنا و النّارُ تَشتَعِلُ من جَوانِبِک؟! و هؤلاء النِّسوَةِ قد فَرَرنَ و تَفَرَّقنَ، و لِمَ لم تَلحَقی بِهِنّ و ما شأنُکِ؟! فَبَکَت و قالت:
یا شیخُ! إنّ لنا عَلیلًا فی الخَیمةِ، و هو لا یَتَمَکَّنُ من الجُلوسِ والنُّهوضِ، فکیف أُفارِقُه و قد أحاطَتْ النّارُ به؟!“» - سوره بقره (٢) آیه ١٥٦.
