امیرالمؤمنین علیه السلام، مصداق صراط مستقیم
10أ وَ أبیتُ مِبطانًا و حَولی بُطونٌ غَرثیٰ و أکبادٌ حَرّیٰ؟!1
«من با شکم پُر بخوابم، و در اطراف من، ضعفا و گرسنگانی هستند که تشنه و گرسنه بخوابند؟!»
نه اینکه امیرالمؤمنین چیز را تصنّعاً نمیخورد، اصلاً این امام دستش برای خوردن این چیزها دراز نمیشد، باز نمیشد! [اگر] یک سفرۀ رنگین هم میانداختند دستش به آن غذا نمیرفت! امام است دیگر! شما دیدهاید یک بچّهای در یک منزلی مریض است، مثلاً مشرف به موت است، حالا یک سفرۀ رنگینی برای مادرِ او میاندازند و از انواع غذاها در آن سفره میگذارند و به مادر میگویند: بسم اللَه، بیا بخور! مادر میتواند بخورد؟! هرچه به مادر اصرار کنند که بخور، مثل این است که دارند شلاّق میزنند و نیش میزنند! [میگوید:] من چه بخورم؟! اصلاً دهانش برای خوردن باز نمیشود و دستش به آن غذا دراز نمیشود.
امیرالمؤمنین علیه السّلام پدر معنوی امّت
امیرالمؤمنین پدر امّت است، نه پدر طبیعی و مادی، پدر معنوی و روحانی که هزار درجه بالاتر است؛ این مربّی امّت است، امیرالمؤمنین آدم شکمپرست نیست، آدم دنیاپرست نیست، آدم حکومتپرست نیست، آدم پولپرست نیست؛ آدم خداپرست است! غرائز، صفات، ملکات و راهش این است.
﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ﴾، یعنی: ای مسلمانها صراط خودتان را بر صراط علی تطبیق کنید! صراطُ علیٍّ حقٌّ نُمسِکُه؛2 صراط، صراطِ حق است!
علیٌّ مع الحقّ و الحقُّ مع علیّ؛3
علیٌّ مع القُرآن و القُرآنُ مع علیٌّ، و لَن یفتَرِقا حَتّیٰ یردا عَلَیّ الحَوض؛4
«علی با قرآن است و قرآن هم با علی است؛ علی از قرآن جدا نمیشود، چون قرآن هم از علی جدا نمیشود، با هم هستند، [تا اینکه] کنار حوض کوثر پیش من بیایند.»
این روایت را شیعه، در کتاب أمالی شیخ طوسی و در کتاب اهلتسنّن در کنز العُمّال ملاّ تقی حنفی نقل میکنند:
لَن یفتَرِقا حَتَّی یَرِدا علیَّ الحَوض.5
این صراط مستقیم است؛ اگر انسان خودش را با این صراط تطبیق بدهد، چقدر خوب است! حالا به هر اندازهای که میتواند.
- تحف العقول، ص ٣٩٠؛ نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤١٧.
- معاد شناسی، ج ٨، ص ١١١:
«مرحوم محدّث قمّی گفته است:
تمام حروف مقطّعه از اوایل سورههای قرآن را جمع کردهاند و مکرّرات از آن را حذف کردهاند و بقیّه را که با هم ترکیب نمودهاند، چنین در آمده است: ”عَلیٌّ، صِراطُ حَقٍّ نُمسِکُهُ“؛ علی، راه حقّ است که ما او را اتّخاذ میکنیم و میگیریم!
و یا چنین درآمده است: ”صِراطُ عَلیٍّ حَقٌّ نُمسِکُهُ؛ راه علی حقّ است که ما آن را میگیریم و اتّخاذ میکنیم!“»*
* مستدرک سفینه البحار، ج ٦، ص ٢٦٧. - تاریخ بغداد، ج ١٤ص ٣٢٢؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ٤٢، ص ٤٤٩؛ الإمامة و السیاسة، ج ١، ص ٩٨. امام شناسی، ج ١، ص ٢٢٢:
«سیّد هاشم بحرانی* پانزده روایت از طریق عامّه و یازده روایت از طریق خاصّه روایت میکند مبنی بر آنکه: ”علی با حق است، و حق با علی است!“؛ و بر آنکه حضرت فرمودند: ”خدایا حق را با علی قرار ده هرجا که علی قرار دارد!“ و بر: ”لزوم متابعت و پیروی از طریقۀ آن حضرت.“»
* غایة المرام، ص ٥٣٩. - المستدرک، ج ٣، ص ١٢٤؛ الجامع الصغیر، سیوطی، ج ٢، ص ١٧٧؛ المناقب، خوارزمی، ص ١٧٧؛ و بسیاری از مصادر دیگر.
- الأمالی، شیخ طوسی، ص ٤٦٠، کنز العمال، ج ١١ ص ٦٠٤؛ المستدرک، ج ٣، ص ١٢٤؛ الجامع الصغیر، سیوطی، ج ٢، ص ١٧٧؛ المناقب، خوارزمی، ص ١٧٧؛ و بسیاری از مصادر دیگر با قدری اختلاف.

