
سیر وسلوک واقعی و مجازی
و کیفیت برگزاری مجالس اهلبیت
سیر وسلوک واقعی و مجازی
42ویژگیهای مکتب اهلبیت
پریشب در حرم امام رضا مشرّف بودم. آمدم دیدم یکی از این افرادی که شال گردن انداخته بود، یک دفعه بالا سر امام رضا ـ ببینید ما شیعه هستیم ـ [با صدای بلند] به رفیق خود که رفته بود گفت: «عباس! بایست تا با هم میرویم!» بلند به او گفتم: «ساکت! مگر اینجا خانۀ خاله است؟!» گفت: «عجب!» گفتم: «عجب و زهرمار!» و شخصی که پشت سر او بود و یک خرده عقل داشت به او گفت: «بدو، بدو!» گفتم: «مگر اینجا خانۀ خاله است؟!» این همان است که در هیئت امام حسین عربده میکشد! بلند میشود و بالا سر امام رضا [بلند رفیق خود را صدا میزند]: «عباس!» خب زهرمار و عباس! مردم دارند دعا میخوانند، مردم دارند نماز میخوانند! مگر مردم در حرم ایستادهاند که تو بلند شوی و بیایی «عباس عباس» کنی؟! این ادب زائر امام رضا است؟! این ادب از این شالگردنهایی که مد شده انداختن و خود را به ولایت چسباندن است؟! امام رضا زائرِ آدم میخواهد، با فهم میخواهد، با معرفت میخواهد! بهجای اینکه بلند شوی و زیارتنامه بخوانی، برو یک گوشه بنشین [و به این فکر کن که] چه شد امام رضا به این روز افتاد؟ چه شد که امام رضا به اینجا آمد؟ چه شد که امام رضا این مسائل را گفت؟ مطالب و روایاتی که امام رضا بیان کرده را بردار و نگاه کن و اگر سواد نداری ترجمۀ آن را نگاه کن! امام رضا برای این شهید شد که الآن به من و تو بفهماند که اینجا عربده نکشیم و آدم باشیم، عاقل باشیم و فهم داشته باشیم! برای این شهید شد. همینطوری بیاییم نمازی بخوانیم و برویم که ولایتی هستیم و فلان! اما مکتب اهلبیت این نیست؛ مکتب اهلبیت مکتب احساسات نیست، مکتب عقل است و مکتب فهم است و مکتب ادب است و مکتب سکوت است. سکوت در جای خود و [تکلم و حرکت] هم در جای خود. مسئله این است.
