
سیر وسلوک واقعی و مجازی
و کیفیت برگزاری مجالس اهلبیت
سیر وسلوک واقعی و مجازی
32من میبینم در این اس ام اس فرستادنها یک مطالب خیلی زننده و زشت و قبیحی است! خب ما هزار تا فُکاهی و هزار تا شوخی داریم؛ چرا باید در این ارتباطات مطالب زشت و رکیک و امثالذلک رد و بدل شود؟! رفقا، شما میدانید این مسائلی که انسان به این کیفیت إدراک میکند، چه اثر سوئی در او میگذارد؟! و این اثر سوء کمکم است!
ملائکه از حرف رکیک فرار میکنند. ملائکه از حرف زشت فرار میکنند. ملائکه از شوخیهایی که شخصی را برنجاند فرار میکنند. نمیخواهم با شما مزاح کنم! واقعیت اینطور است. چه اشکال دارد که ما صمیمیت خود را با الفاظ دیگر و تصرفات دیگر و کارهای دیگر انجام بدهیم؟! چه اشکالی دارد؟! هیچ ضرورتی ندارد که انسان با اینگونه مطالب بخواهد [به نفس خود سرکوب زند]! بعضیها مانند فرقههای مَلامتیه1 خود را به وضعیتی در میآورند تا در میان مردم منفور باشند! نه، نیازی به این چیزها نیست. اگر کسی به همین مطالبی که گفته میشود عمل کند، نیازی نیست به آن راهها برود و خود را به آن مسیرها بزند!
حفظ سکوت و آرامش در مجالس اهلبیت
بنده این مسئله را در زمان خود مرحوم آقا هم از افراد میدیدم. مرحوم آقا میفرمودند: «در جلسۀ شما باید سکوت باشد!» اما اینها همینکه جلسه تمام میشد، شروع به مسائلی میکردند و حرفهای رکیکی میزدند که واقعاً انسان خجالت میکشید، و اسم آن هم را رفاقت و صمیمیت میگذاشتند! اگر شخصی میخواست رعایت کند، میگفتند: «جلوی او این کار را نکنید! مواظب باشید! این جاسوس است! این فلان است!» یعنی اگر یک نفر میخواست راه درست برود و به آن چیزی که گفتهاند عمل کند، به او اَنگ میزدند و یادم است که میگفتند: «این آنتن است! مواظب باشید!» پس این حرف و مطلبی که آقا میگویند را چه صاحبمردهای باید پیاده کند؟!
ایشان میفرمودند: «بعد از نماز صحبت نکنید!» اما بلند میشدند و با هم حرف میزدند! حتی یک وقت بعد از نماز مغرب ایشان عصبانی شدند و گفتند: «پس من برای چه کسی میگویم که بعد از نماز صحبت نکنید؟!» چند نفر آن آخر بودند که فکر میکردند صدای آنها نمیرود! فرضاً صدای تو هم نرود، اما چرا تو فوائد این نماز مغرب را از بین میبری و خود را بینصیب میکنی؟! که یعنی چه؟! این یک مسئله.
- . حدیقة الشیعة، محقق اردبیلی، ج 2، ص 771:
«فرقه هشتم ملامتیهاند. ایشان به علانیه مرتکب معاصی و مناهی شوند و در آن مبالغۀ تمام نمایند و اگر خمر نباشد آب انار و مانند آن در شیشه کنند و در برابر مردم خورند تا مردم را به مذهب خود اندازند. اگرچه جمیع طوائف صوفیه به جبر قائلند و میگویند خیر و شر هر دو به تقدیر خداست، اما این طایفه در آن مبالغۀ بیشتر دارند و گویند ارباب معاصی را بر اصحاب طاعات و عبادات، شرف و مزیّتی است؛ از این جهت که مردمان ایشان را بهسبب ارتکاب عصیان ملامت میکنند و این درجهای است بغایت بلند که دست هیچکس از عابدان به آن نرسد.»
- . حدیقة الشیعة، محقق اردبیلی، ج 2، ص 771:
