
سیر وسلوک واقعی و مجازی
و کیفیت برگزاری مجالس اهلبیت
سیر وسلوک واقعی و مجازی
31کنترل زبان و شوخی
از جمله مواردی که باید خدمت رفقا عرض کنم این است که: مدتی است احساس میشود که باید بیشتر متوجه زبان خود باشیم و نسبت به کارها و امور دیگران و این و آن حرف نزنیم. اینها همه حکایت از این میکند که آنطوریکه باید و شاید نمیخواهیم به خود و کارهای خود بپردازیم! ما را چه به اینکه فلان فرد فلان کار را کرده است؟! غیبت کردن چه تأثیری در زندگی ما ایجاد میکند؟! حال تهمت که هیچ و نباید صحبت آن را کرد! اما همین غیبت، چرا انسان باید بنشیند و غیبت کند که فلان شخص، فلان کار خلاف را کرده است؟!
اگر من بدانم که فلان شخص کار خلاف انجام داده است، برای من مفیدتر است یا ندانم؟! مشخص است که اگر ندانم مفیدتر است! چون فکر و ذهن من مشغول نیست؛ وقتی نماز و قرآن میخوانم و میخواهم ذکر بگویم، دیگر ذهن من مشغول این مسئله نیست که فلانی این کار را کرد! ولی اگر به این امور بپردازم، همینکه میخواهم [نماز بخوانم] یادم میآید که فلان فرد فلان دروغ را گفته و فلان خلاف را انجام داده و فلان معاملۀ خلاف را کرده است! چرا باید اینطور باشد؟! چه نتیجهای ما از این قضیه میبریم؟! این مسئله باعث میشود که اولاً خود را آلوده کنیم و خود را از رسیدن به یک فیضی محروم کنیم، و هم اینکه این سوءظن به رفیق را به فرد دیگری منتقل کنیم و فضا و جوّ را آلوده کنیم!
ما در زمان سابق که مرحوم آقا را با دوستان خود میدیدیم، میدیدیم که این کارها را نمیکردند، غیبت نمیکردند، حرف بد نمیزدند و سخنان نامناسب نمیگفتند! امروزه تصور میشود ـ البته این تصور سابق هم بوده است ـ که کسی در این راه نزدیکتر است که هرچه از دهان او بیرون میآید بگوید! این علامت قرب و نزدیکی بوده است! دیگر کار به جایی رسیده بود که اگر فرد قبل از اینکه [در این مسیر] بیاید دو قِران ادب داشت، آن ادب خود را هم در اینجا از دست میداد و آن هم از بین میرفت! چرا باید اینطور باشد؟! چرا ما باید در صحبتهای خود شوخیهای رکیک داشته باشیم و مسائل خلاف مطرح کنیم؟!
