
سیر وسلوک واقعی و مجازی
و کیفیت برگزاری مجالس اهلبیت
سیر وسلوک واقعی و مجازی
27لذا وقتی اینطور است، بدون اینکه نه سیخ بسوزد و نه کباب از بین برود، اصلاً خود شخص بیاید و کمکم به دنبال آن کسی که میفهمد و احساس میکند برود. خیلیها این کار را میکنند و کردهاند؛ خدا هم خیرشان بدهد! و ما هم کاری نداریم و دلیلی هم ندارد که انسان حتماً سلام و علیک خود را هم قطع کند! چرا؟! میگوییم: «سلام علیکم، حال شما خوب است؟» و از این حرفها! چرا انسان بد بگوید؟! چرا ناسزا بگوید؟! چرا؟! شاید اصلاً کار او درست باشد، از کجا معلوم که این مطلبی که من میگویم درست است؟! شاید راه او راه صحیحی باشد؛ چه میدانیم؟! ولی تا وقتی که بنده نسبت به مسئلهای یقین دارم، مکلف به یقین خود هستم و این تکلیف را باید ابراز کنم. این مسئلهای است که طبعاً به خود بنده و دوستان برمیگردد و توقع دوستان هم همین است.
خیلی صحبت کردیم و مسئلۀ مهم همین مقدمهای بود که عرض کردم. چند مسئله است که البته رفقا شنیدهاند، منتهیٰ بنده رفقا را به این مطالب بهعنوان یک مرور اجمالی دوباره توجه میدهم؛ چون شاید از لا به لای این مطالب چیزهایی کم و زیاد بشود! علیٰکلّحال باید خیلی محکم نسبت به مبانی ایستاد و مسائل را باید خیلی جدی گرفت. اگر شخصی میخواهد حرکت کند، باید مطلب را جدی بگیرد! این مکتب، مکتب اهلبیت و مکتب امام زمان است و دل هیچکسی بیشتر از این مکتب، برای امام زمان نمیسوزد! هیچ مکتبی در دنیا بیشتر از این مکتب درد ولایت را به جان نخریده است! هیچ فردی در این دنیا بیشتر از افرادی که در این مکتب هستند، بهدنبال تثبیت ولایت نیستند!
ایستادگی آیت الله طهرانی در برابر انحرافات
رفقا شاهد هستند ـ بنده خود را عرض نمیکنم، بنده فردی از افراد هستم ـ وقتی دیدید که کتاب درست کردند و بیوگرافی مرحوم آقا را چاپ کردند و در آنجا گفتند که ما این لقبها را نمیگوییم،1 بنده چه گفتم؟ در مقدمۀ مطلع انوار گفتم که: «خیانتی است که به مرحوم پدر ما و به مکتب مرحوم پدر ما شده است! نظر مرحوم پدر ما نسبت به این مسئله این است و جلد هجده امام شناسی را برای همین قضیه نوشتهاند و رأی بنده هم همین است!»2 صریحاً گفتم! گفتند: «آقا، چه میشود! چه میشود!» هیچ هم نشد! و هرچه میخواهد بشود، بشود! مگر بنده باید لال باشم و هر کسی هر کاری در این دنیا میکند، بنده بنشینم و همینطور نگاه کنم؟! پس بنده با این دیوار چه فرقی دارم؟! هر آدمی که از دِه و خانۀ خود فرار کرده است، برای ما قانون مینویسد و آییننامه جعل میکند و بنده هم باید موظف باشم که قبول کنم! این حرفها نیست! اگر آنهایی که مسئولیت بر عهدۀ آنها هست، ساکت بنشینند و حرف نزنند، بنده حرف میزنم! بعضیها خوش خوشان آنها هم میشود!
- . آیت نور، ص 51.
- . رجوع شود به مطلع انوار، ج 1، ص 31 ـ 33.
