اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیر وسلوک واقعی و مجازی

و کیفیت برگزاری مجالس اهل‌بیت

15264

سیر وسلوک واقعی و مجازی

22
  • معنای مسئولیت در سیر و سلوک

  • در آن صحبتی که بنده در کرج خدمت رفقا عرض کردم، نظر بنده به همین مسئله بود.1 عرض بنده در آن صحبت این بود که مدتی است احساس می‌کنم که نکند ـ خدای نکرده ـ دارم بر خلاف نظر مرحوم آقا عمل می‌کنم و نکند در ارتباط با رفقا و دوستان مسئولیتی متوجه من شود! جهت قضیه هم همین است. البته نمی‌خواهم ـ خدای ناکرده ـ به کسی جسارت کنم، ولی چاره‌ای ندارم که مطلب را به‌طور کلی عرض کنم.

  • هستند افرادی که واقعاً خود را دردمند و بیمار می‌دانند و به‌دنبال مداوا هستند. و حتی ممکن است خود من هم خبر نداشته باشم که الآن فلان شخص چه کسی است و در نفس او چه می‌گذرد، در قلب او چه می‌گذرد، و در فکر او چه می‌گذرد! هر کسی بین خود و بین خدای خود رابطه‌ای دارد و بنده هم علم غیب ندارم.

  • شمر هم بین خود و خدا رابطه دارد، ولی او رابطه را ضعیف کرده و به نهایتِ قلّت رسانده و موجب ابتعاد شده است؛ ولی بالأخره ربط او با خدا از بین نرفته است. چون اگر از بین برود، عدم بر او حاکم می‌شود! منتهیٰ رابطۀ او، رابطۀ بُعد و دورباش و رابطۀ لعن است. هر کسی بین خود و بین خدای خود، رابطه‌ای دارد و آن رابطه، نه دست من است و نه دست کس دیگری؛ بلکه دست خود اوست. حال ما به گردن خدا نیندازیم که: «پس مردم چه کنند؟!» نه، رابطۀ هر کسی دست خود اوست.

  • من الآن با اختیار خود به اینجا آمده‌ام ـ و می‌توانستم نیایم ـ و شما هم با اختیار خودتان آمده‌اید و شکی هم در این قضیه نداریم! بنده امروز به اتفاق رفیق عزیز و شفیقمان طهران بودیم و در مجلس ختم مادر یک نفر از رفقا که در طهران فوت کرده بود شرکت کردیم. من گفتم که باید ساعت سه آنجا باشم و ساعت سه و نیم هم بیرون بیایم که به مجلس امشب برسم. حتی بعد از ظهر هم نخوابیده‌ام، اما چون گفته بودم باید بیایم و بگویم و برسم و رفقا را ببینیم، ایشان هم متقبل زحمت شدند و خلاصه این دور عسکریه را برای ما انجام دادند و خدا خیرشان بدهد. لذا می‌توانستم نیایم و بگویم من خسته هستم و به رفقا بگویید فردا شب یا پس‌فردا شب بیایند! اما آمدم و با اختیار خودم هم آمدم، چون دیدم رفقا همت دارند، می‌آیند و می‌خواهند مطلب بشنوند و نکته بگیرند! لذا این مسئله برای انسان مسئولیت می‌آورد. یعنی همان‌طوری‌که خود رفقا پیش خود نسبت به راه و سعادت خود احساس مسئولیت می‌کنند، طبعاً این مسئولیت متوجه من هم خواهد شد. آن شخصی که از همۀ کار خود می‌زند و اگر هزار تا کار هم داشته باشد، همه را تنظیم می‌کند که امشب به اینجا بیاید، این مسئله مسئولیتی در من ایجاد می‌کند که من هم متقابلاً پاسخ بدهم! و آن چیزی را که او می‌خواهد، در اختیارش بگذارم! و آن مسیری را که می‌طلبد و به صلاح اوست، به او ارائه بدهم! و نگویم حال که آمده رهایش کن، چون خدا دارد! نه، همۀ ما خدا داریم!

    1. نرم افزار کیمیای سعادت، متن متفرقات (جلسات سخنرانی شهرستان‌ها)، کرج، 17 ذی القعده 1432 هـ.ق، ص 260 ـ 285.