
سیر وسلوک واقعی و مجازی
و کیفیت برگزاری مجالس اهلبیت
سیر وسلوک واقعی و مجازی
22معنای مسئولیت در سیر و سلوک
در آن صحبتی که بنده در کرج خدمت رفقا عرض کردم، نظر بنده به همین مسئله بود.1 عرض بنده در آن صحبت این بود که مدتی است احساس میکنم که نکند ـ خدای نکرده ـ دارم بر خلاف نظر مرحوم آقا عمل میکنم و نکند در ارتباط با رفقا و دوستان مسئولیتی متوجه من شود! جهت قضیه هم همین است. البته نمیخواهم ـ خدای ناکرده ـ به کسی جسارت کنم، ولی چارهای ندارم که مطلب را بهطور کلی عرض کنم.
هستند افرادی که واقعاً خود را دردمند و بیمار میدانند و بهدنبال مداوا هستند. و حتی ممکن است خود من هم خبر نداشته باشم که الآن فلان شخص چه کسی است و در نفس او چه میگذرد، در قلب او چه میگذرد، و در فکر او چه میگذرد! هر کسی بین خود و بین خدای خود رابطهای دارد و بنده هم علم غیب ندارم.
شمر هم بین خود و خدا رابطه دارد، ولی او رابطه را ضعیف کرده و به نهایتِ قلّت رسانده و موجب ابتعاد شده است؛ ولی بالأخره ربط او با خدا از بین نرفته است. چون اگر از بین برود، عدم بر او حاکم میشود! منتهیٰ رابطۀ او، رابطۀ بُعد و دورباش و رابطۀ لعن است. هر کسی بین خود و بین خدای خود، رابطهای دارد و آن رابطه، نه دست من است و نه دست کس دیگری؛ بلکه دست خود اوست. حال ما به گردن خدا نیندازیم که: «پس مردم چه کنند؟!» نه، رابطۀ هر کسی دست خود اوست.
من الآن با اختیار خود به اینجا آمدهام ـ و میتوانستم نیایم ـ و شما هم با اختیار خودتان آمدهاید و شکی هم در این قضیه نداریم! بنده امروز به اتفاق رفیق عزیز و شفیقمان طهران بودیم و در مجلس ختم مادر یک نفر از رفقا که در طهران فوت کرده بود شرکت کردیم. من گفتم که باید ساعت سه آنجا باشم و ساعت سه و نیم هم بیرون بیایم که به مجلس امشب برسم. حتی بعد از ظهر هم نخوابیدهام، اما چون گفته بودم باید بیایم و بگویم و برسم و رفقا را ببینیم، ایشان هم متقبل زحمت شدند و خلاصه این دور عسکریه را برای ما انجام دادند و خدا خیرشان بدهد. لذا میتوانستم نیایم و بگویم من خسته هستم و به رفقا بگویید فردا شب یا پسفردا شب بیایند! اما آمدم و با اختیار خودم هم آمدم، چون دیدم رفقا همت دارند، میآیند و میخواهند مطلب بشنوند و نکته بگیرند! لذا این مسئله برای انسان مسئولیت میآورد. یعنی همانطوریکه خود رفقا پیش خود نسبت به راه و سعادت خود احساس مسئولیت میکنند، طبعاً این مسئولیت متوجه من هم خواهد شد. آن شخصی که از همۀ کار خود میزند و اگر هزار تا کار هم داشته باشد، همه را تنظیم میکند که امشب به اینجا بیاید، این مسئله مسئولیتی در من ایجاد میکند که من هم متقابلاً پاسخ بدهم! و آن چیزی را که او میخواهد، در اختیارش بگذارم! و آن مسیری را که میطلبد و به صلاح اوست، به او ارائه بدهم! و نگویم حال که آمده رهایش کن، چون خدا دارد! نه، همۀ ما خدا داریم!
- . نرم افزار کیمیای سعادت، متن متفرقات (جلسات سخنرانی شهرستانها)، کرج، 17 ذی القعده 1432 هـ.ق، ص 260 ـ 285.
