
سیر وسلوک واقعی و مجازی
و کیفیت برگزاری مجالس اهلبیت
سیر وسلوک واقعی و مجازی
19[وقتی فتنهای پیش آمد و افرادی از مرحوم آقای حداد جدا شدند]، حاج محمدعلی ـ همان فردی که مرحوم آقا اسم او را آوردهاند ـ دائماً بالا میپرید و پایین میپرید که: «آقا، این رفت! آن رفت! فلانی هم رفته است!» خود من شاهد بودم که وقتی میشنید فلانی رفته است، سر خود را تکان میداد و میگفت: «عجب، عجب، عجب، عجب!» الآن من با خود فکر میکنم که این مسئله «عجب، عجب» نداشت! برای چه؟! اظهار ناراحتی یعنی چه؟! آقا بگذار برود! خدا به او عمر دهد و شش در دنیا و شصت در آخرت نصیبش کند! زودتر برود و به کار و زندگی و مسائلش برسد؛ مگر در اینجا تحمیل و اجباری هست؟! چه اجباری هست؟!
این مطالبی که مرحوم آقا در آن کتاب گفتهاند، بهعنوان قصه نگفتهاند! بلکه به این عنوان است که برای تکتک شما اتفاق میافتد: «هان! مواظب باشید؛ ما تجربه کردیم!»
تأثیر رفاقت در سعادت و شقاوت
مرحوم آقا در قضیه و جریان مرحوم آقای حداد، عزیزترین دوستان و رفیقترین رفقای خودشان را از دست دادند؛ رفیقترین آنها را! بنده در آن خانه بودم دیگر! خدا مرحوم آقای بیات را رحمت کند، بسیار مرد بزرگی بود، باتجربه بود و خیلی کارکرده بود. به قول مرحوم آقا که میفرمودند: «هر موی سفید این مرد یک تجربۀ سلوکی است که طی کرده است!» خدا رحمتش کند. ایشان میگفت:
یک نفر خیلی در دل من عزیز بود و خیلی با هم رفیق بودیم و چه بودیم، بهطوریکه من حاضر بودم فرزندم را از دست بدهم ولی بین من و او جدایی نیفتد! (تا این حد!)
اما این فرد ـ که در همدان هم بود ـ از مرحوم آقا جدا شد و شروع کرد به پشت سر آقا حرف زدن که: «ما از این آقای سید محمدحسین هم چیزی سر در نیاوردیم! حال نمیدانیم برای چه شما [بهدنبال ایشان هستید]! ایشان که یک قدری خشک است و خیلی [مهم] نیست و مگر حتماً لازم و ضروری است [که شما با ایشان مرتبط باشید]!»1
- . از این مسائل اتفاق افتاد و یک مقدار آن را ایشان در روح مجرّد نوشتهاند، ولی چند برابر آن را ما در همان زمان با چشممان دیدیم.
* رجوع شود به روح مجرّد، ص 40 ـ 61.
- . از این مسائل اتفاق افتاد و یک مقدار آن را ایشان در روح مجرّد نوشتهاند، ولی چند برابر آن را ما در همان زمان با چشممان دیدیم.
