سیر وسلوک واقعی و مجازی
14ولی در همان موقع افرادی بودند که کیفیت ارتباط آنها و مطالبی که میگفتند و کارهایی که میکردند متفاوت بود و بنده هم در جریان بودم و فرد دیگری هم اطلاع نداشت و خبر نداشت. خب نحوۀ صحبت و مجالس ملاقاتی که ایشان با افراد میگذاشتند و دستوراتی که به افراد میدادند فرق میکرد و تفاوت داشت. افرادی در همان زمان بودند که هدیه میآوردند و ایشان به من میگفتند: «برو هدیۀ او را پس بده!» و از رفقای ایشان هم به حساب میآمدند! اینها یک دسته بودند.
همچنین افرادی بودند که ایشان میگفتند: «ما بهخاطر دیگران اینها را قبول میکنیم!» یعنی اگر قبول نکنیم [مشکلاتی پیدا میشود]؛ فرضاً مخدراتی بودند که از شاگردان و تلامذۀ ایشان بودند، ولی شوهر آنها افرادی بودند که اصلاً [به این مسیر] نمیخوردند و اصلاً من نمیدانم چه بودند! و بالعکس.
ایشان میگفتند:
اگر من شوهر او را نپذیرم، برای زن خود زحمت و دردسر ایجاد میکند و مانعتراشی میکند!
یعنی ایشان رفاقت مصلحتی را لحاظ میکردند.
لذا بسیاری از افرادی که در همان موقع خودشان را از تلامذۀ ایشان به حساب میآوردند، بنده خبر داشتم که هیچ خبری نیست! همۀ اینها فقط مصلحتیها هستند و عدهشان هم زیاد بودند؛ و بعد از فوت ایشان دیگر آن مصلحتیها نمود و ظهور و بروز پیدا کردند!
دقت و ظرافت در دستورات اولیای خدا
علیٰکلّحال مطالب اولیای خدا خیلی ظریف و دقیق است و همینطور گتره و بیحساب نیست. ایشان در همان زمان مطالبی را میفرمودند و مورد توجه قرار نمیگرفت؛ لذا ناراحت میشدند و حتی برخورد تند میکردند و در بعضی از اوقات خود من آن برخورد تند را یک قدری ملایم میکردم. یعنی میدیدم که اگر این برخورد و این صحبت بخواهد بشود، [مسائلی پیش خواهد آمد]؛ لذا یک قدری مسئله را ملایمتر میکردم که خلاصه خیلی بر آن شخص گران نیاید! حال یا درست و یا اشتباه میکردیم؛ البته بعد به خود ایشان هم میگفتیم.

