اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیر وسلوک واقعی و مجازی

و کیفیت برگزاری مجالس اهل‌بیت

15264
نسخه عربی

سیر وسلوک واقعی و مجازی

11
  • چه کسی حرف امام را گوش می‌دهد؟ مالک اشتر! مالک اشتر دلش برای بودن با امیرالمؤمنین پر پر می‌زند! مالک که به‌دنبال سَروَر و سرداری نیست! مالک که به‌دنبال این حرف‌ها نیست!

  • مالک به امیرالمؤمنین می‌گوید: «من می‌خواهم در کوفه و نزد شما باشم، شخصی دیگر را برای مصر بفرست!»

  • حضرت می‌فرمایند: «آنجا هم باشی، با من هستی و تفاوتی نمی‌کند!»

  • مالک می‌گوید: «اگر شما می‌گویید، چشم!» می‌رود و در وسط راه شهید می‌شود و ملحق به مولایش می‌شود؛1 اما آن ربیع ملحق نمی‌شود! چرا؟ چون مالک به حرف امام خود گوش داد و نگفت که من این را می‌خواهم و من آن را می‌خواهم.

  • عمل بر‌اساس تکلیفِ ساختگی و تخیلی

  • ما در تصمیم‌گیری‌های خودمان این‌طور هستیم که یا این‌طرف می‌رویم و یا آن‌طرف می‌رویم! اما بزرگان این‌طور نبودند و اینکه: «مصلحت این است! مرجعیّت فقط به شما اختصاص پیدا می‌کند و فقط شما تنها مرجع عالم تشیّع هستی!» [در گوش آنها نمی‌رفت]! حتی شخصی گفته بود: «آیةالله العظمیٰ فی العالمین» در دنیا و آخرت! یعنی در روز قیامت هم ما آیةالله العظمیٰ هستیم و پیامبر و چهارده معصوم هم بی‌خیال! آیةالله العظمیٰ فی العالمین ما هستیم.

  • لذا «مرجعیّت اختصاص به شما پیدا می‌کند» در گوش ما نمی‌رود! تکلیف چه هست؟ تکلیف را بگو عزیزم! تکلیف را بگو تا آن را انجام بدهم! دین صاحب دارد، دین قیّم دارد، دین ولیّ دارد و فضولی هم به من و امثال من نیامده است که در کار قیّم دین بخواهم فضولی کنم! «اگر من به اینجا نروم، بار زمین می‌ماند» چه کسی گفته است که زمین می‌ماند؟! چه کسی گفته است؟! تو امتحانی برو و ببین زمین می‌ماند یا نمی‌ماند! «اگر من این کار را نکنم، دین خدا تضعیف می‌شود» چه کسی گفته تضعیف می‌شود؟! چه کسی می‌گوید تضعیف می‌شود؟! [امام زمان] به شما گفته‌اند که تضعیف می‌شود؟! حضرت پیغام داده است که اگر بنده این بار را برندارم دین از بین می‌رود؟! اگر پیغام داده است که بسیار خُب، علیٰ رُؤسِنا و علیٰ عُیونِنا! اما وقتی پیغام نداده‌اند، از کجا می‌گویی؟! چه کسی گفته است؟! چطور؟! چرا؟!

    1. . رجوع شود به الغارات، ص 258 ـ 260.