اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیر وسلوک واقعی و مجازی

و کیفیت برگزاری مجالس اهل‌بیت

15264

سیر وسلوک واقعی و مجازی

38
  • نسبت به لباس هم همین‌طور است. شنیده‌ام که بعضی‌ها در مجالس صبح‌ها لباس ناموزن می‌پوشند! حتی لباس اینها در مجالس وفیات ائمه علیهم السّلام لباس موزون و لباس مناسب نیست؛ پوشیدن ‌چنین لباسی اهانت به مجلس معصوم و امام علیه السّلام تلقی می‌شود! ممکن است که یک آقایی فتوا دهد که اشکالی ندارد، ولی بنده این را اهانت می‌دانم! اگر فردی از کسی تقلید می‌کند که جایز می‌داند، در مجالس ما شرکت نکند! و اگر شخصی می‌تواند لباس مناسب و محترم و لباسی که در ذیّ مجلس ائمه هست بپوشد، بسیارخب، مثل سایر افراد قدمش بر روی چشم! ولی اگر کسی بخواهد با حال و هوای خود بیاید و بعد هم به هوای جوانی و نوجوانی بگذارند، الزامی نیست و شرکت نکند؛ هر وقت آمادگی داشت، آن‌وقت شرکت کند. این مسئله را هم از این نقطه‌نظر بنده تذکر دادم.

  • البته مطالبی که در اینجا هست، مطالبی است که از جا‌های مختلف صحبت شده و لذا ـ همان‌طور که عرض کردم ـ صحبت بنده در اینجا با همۀ دوستان، در هرجا و در هر کجا که هستند می‌باشد.

  • پایه و اساس مکتب اولیاء

  • باید با حساب جلو رفت چون عمل نمی‌کند و نیامده است که تسلیم شود

  • امروز خیلی عجیب بود. در همین مجلسی که شرکت کردیم، یک فرد محترم و بسیار مُوَقّری که یکی از اطباء قلب معروف طهران بود و سنّ او هم تقریباً مُعتنیٰ‌به و بالای شصت سال بود ـ البته بنده ایشان را ندیده بودم ـ آمد و خیلی اظهار محبت و لطف کرد و گفت: «آقا، من کتاب‌های مرحوم پدر شما را خوانده‌ام و شما را از داخل سی‌دی‌ها می‌شناسم!» گفتم: «آقاجان، آواز دهل از دور شنیدن خوش است!» گفت: «نه، من از نزدیک شنیده‌ام!» و دیدم صحبت‌هایی که می‌کند [نشان از پی‌گیری او دارد]! گفت: «آقا، شما وعده داده‌اید که راجع به نوروز کتاب بنویسید، ما مدام داریم این‌طرف و آن‌طرف به دوستان خود راجع به این بدعت می‌گوییم و خبری از شما نیست!» گفتم: «شما دعا کنید که من زود این تألیف را انجام بدهم!»1 بعد دیدم که تمام مطالب را گوش می‌دهد و دستورات مرحوم آقا را عمل می‌کند. ببینید، یک آدمی که مرحوم آقا را هم ندیده است دارد عمل می‌کند و آثار آن عمل در سیمای او پیداست! به او هم گفتم که آثار عمل از سیمای شما پیداست. سالک چه کسی است؟ سالک این است! نه من که با هزار وصله خود را به بزرگان چسبانده‌ام، ولی از آن‌طرف به مطالب ترتیب اثر نمی‌دهم! شما خیال کرده‌اید که فقط ما سالک هستیم؟! حتماً باید روی پیشانی من بنویسند؟! نه آقا، این سالک است! به او گفتم: «آقا، سالک شما هستید که کاری که گفته‌اند را دارید انجام می‌دهید! دیگر چه می‌خواهید؟!» مگر سالک غیر از این است؟! گفت: «من مجالس نوروز شرکت نمی‌کنم!» و از این قرآن‌های تکه تکه و جزء جزء هم که آوردند نگرفت و گفت: «پدر شما گفته‌اند که قرآن نباید تکه تکه باشد!» گفتم:«بارک الله و احسنت!» ببینید، مطلب به مردم می‌رسد عزیز من! آن‌وقت ما اینجا خود را گرفتار چه چیزهایی کرده‌ایم! درحالی‌که من اصلاً این فرد را ندیده بودم! گفتم: «احسنت، آفرین!» البته من هم نگرفته بودم. گفتم: «شما سالک هستید و شما می‌رسید و شما بدانید که اولیای خدا موت و حیات ندارند! الآن دست آن بزرگ پشت سر شماست که این‌طور موفق هستید و دارید در آن مسیر حرکت می‌کنید و عمل می‌کنید و جلو می‌روید!» لذا هر کسی بیاید و گوش بدهد، بُرده است و هر کسی گوش ندهد، نبرده است.

    1. . قابل ذکر است که کتاب مذکور با نام نوروز در جاهلیّت و اسلام توسّط انتشارات مکتب وحی به طبع رسیده است.