
سیر وسلوک واقعی و مجازی
و کیفیت برگزاری مجالس اهلبیت
سیر وسلوک واقعی و مجازی
36علت تسلّط شیطان بر قلب
این مطالبی که بنده عرض میکنم، در ارتباط هستم که دارم عرض میکنم! اینکه میگویم شیطان فقط سراغ پانزده تا بیستسالهها نمیرود و سراغ پنجاهسالهها و شصتسالهها هم میرود، بیجهت نمیگویم! این مطالبی را که خدمت رفقا میگویم، برای تثبیت موقعیت خود شماست. ما «خداحافظ» و رفتیم! بلکه برای ائتلاف و استمرار حیات خود افراد است. لذا باید به این مسائل توجه شود.
به همین جهت عرض میکنم که در آن مطالبی که مورد نظر بزرگان بود تسامح شده است. من مسائلی را ـ البته نه در این جمع ـ در یک فضاهای دیگری میشنوم که واقعاً برای من خیلی خیلی تأسفآور است! خیلی تأسفآور است! خود ما هم در زندگی خود تجربیاتی داشتیم و مطالبی داشتیم و کسانی بودند که از علما و فضلا و از مجتهدین بودند، اما به همین مطالبی که گفتم توجه نکردند و رعایت نکردند و بعد تنها کسی که نفهمید، خواجه حافظ بود! چون شیطان از همینجا وارد میشود؛ او ننشسته و نگاه کند! بلکه میآید و خود را داخل میکند و به جلو میآید و به انحاء مختلف [وسوسه میکند] که: «فقط این آقا میتواند جواب من را بدهد!» نه آقا، کس دیگری هم میتواند؛ بلکه یک چیزت میشود! «من فقط میخواهم جوابم را از این آقا بگیرم! مطالب این آقا برای من [مفید است]! مطالب این آقا به دل من مینشیند!» همۀ اینها بازیهای شیطان و تسوّلات نفس است، منتهیٰ به این صورت است! و بعد شما میبینید که وقتی میخواهد یک تکان بخورد، اصلاً همه چیز تغییر پیدا میکند و همه چیز عوض میشود!
وقتی من میگویم که آقا باید رعایت حدود شرع بشود، برای همین است که شیطان نیاید و قلب تو را بگیرد و دل و دین را از تو برباید و وقتی بر خلاف توقع تو شد، خدا را هم کنار بگذاری! نماز میخوانی ولی این نماز، دیگر نماز سابق نیست! چرا عمل نکردی؟! چرا وقتی به تو گفتم که باید کار شرعاً حلال باشد، اینگونه صحبت حرام است، اینگونه اس ام اس حرام است، اینگونه مطالب رد و بدل کردن حرام است، چرا گوش ندادی که الآن بار زمین بگذاری؟! دست خود توست و دست خود تو بود. شما خیال کردهاید که هر کسی بلند شود و وضو بگیرد و نماز بخواند، [کار تمام است]؟! ربات هم میتواند بلند شود و سر حوض برود و شیر آب را باز کند و وضو بگیرد! از من و شما هم بهتر نماز میخواند! اما این نماز، نماز رباتی است، نماز نیست.در آن نمازی که ارتباط دل تو قطع شده است، دیگر نماز نیست. در آن نمازی که پیوند تو با ولایت قطع شده است، دیگر نماز نیست. آن نمازی که در دل تو هزار شک و شبهه پیدا شده است، دیگر نماز نیست. میگویی نماز است؟! برو دنبال کار خودت! نماز کجا بود؟! دیگر نماز نیست! اینها مطالبی است که بزرگان این مسائل را میگفتند.
