
سیر وسلوک واقعی و مجازی
و کیفیت برگزاری مجالس اهلبیت
سیر وسلوک واقعی و مجازی
35ولی چرا باید دلی برنجد و چرا باید حرف زشت در آنجا زده شود و کار خلاف انجام شود؟! آنقدر مرحوم آقای حداد خندیده بود که من اشکهای ایشان را میدیدم که از چشمشان میآمد! مرحوم آقا گفته بود: «عجب بساطی درست کردهاند!» این مجلس میدان امام حسین، در منزل مرحوم پدر بزرگ ما حاجآقا معین ـ خدا ایشان را بیامرزد ـ بود؛ آن شب همه هم خندیدند و نه کار بدی و نه حرف زشتی و نه مسئلهای بود! خب اگر به این نحو باشد ایراد و اشکالی ندارد.
و تبل زدن در آن مجلس هم همینطور است. سؤال میکنند که: «آیا برای عید الزهرا [اشکالی ندارد]؟» نه، در اینصورت ایراد و اشکالی ندارد؛ چون برای خصوص آن مجلس [استثنا شده است]. روی این جهت، این هم یکی از مسائلی است که باید دقت کنیم و همه باید انجام بدهند.
حرمت صحبت با نامحرم
البته اینها مطالبی است که باید همۀ مردم و همۀ شیعیان انجام بدهند و اختصاص به این جمع ندارد. مسئلهای است که همه اطلاع پیدا میکنند و چیزی نیست که اختصاص به این جمع داشته باشد؛ همه باید با نامحرم ارتباط نداشته باشند، مخاطب هیچکس نباید زن باشد که نگاه به مرد بکند. این مسائلی که اینطرف و آنطرف بیرون میآید از کجا میآید؟! شما خیال کردهاید که شیطان اختصاص به چند تا پسر بچۀ سیزده چهارده ساله دارد؟! نه آقا، سراغ پیرمردها هم میرود! سراغ نماز شبخوانها هم میرود! سراغ افرادی که به خیال خود مواظب هستند هم میرود، ولی چون گوش نمیدهند، کمکم میرود!
عرض کردم که: شیطان مانند خون در بنی آدم حرکت میکند! یکدفعه میبینی کار به جایی رسید که میگویند: «حضرت آقا، به داد ما برس!» چه شده است؟ چرا به دادت برسم؟ «فلان قضیه اتفاق افتاده است و دیگر نمیتوانم!» خُب زهرمار! وقتی به تو میگویم که به مرد تلفن نکن، انجام نده و وقتی مرد تلفن میکند، گوشی را برندار! اگر مرد تلفن میکند، بگذار که مدام تلفن زنگ بزند! اگر تو در خانه نبودی این تلفن را چه میکردی؟! اگر در دستشویی یا حمام بودی چهکار میکردی؟! میآمدی و تلفن را برمیداشتی؟! بگذار زنگ بزند! خُب مرد در خانه نیست! چرا تلفن را برمیداری و میگویی مرد در خانه نیست؟! بعد آن هم بگوید: «خب چه زمانی میآید؟» و تو هم بگویی: «حالا باید ببینم و صبر کن!» و بعد یکدفعه ببینی که ده دقیقه شروع به صحبت با او کردهای! اینها مسائلی است که ما نمیتوانیم خود را از آنها تبرئه و مُبرّیٰ کنیم! اینکه: «آقا، ما و این حرفها؟!» بله، همین شما و این حرفها! همین ما و این حرفها! [خطر] یکمرتبه پیدا نمیشود! بلکه شیطان میآید و وسوسه میکند؛ یک حرف میان حرفها را [جلوه میدهد و در ذهن او القا میکند که]: «این حرف و کلمه را برای چه گفت؟» مدام شروع به وسوسه میکند! لذا دوباره تلفن میکنید: «خانم، ببخشید شما لا به لای حرفهای خود مطلبی گفتید که من متوجه نشدم!» خب نشدی که نشدی! برای چه داری تلفن میکنی؟! بعد او هم میگوید: «نه، منظور من این نبود، ببخشید!»
