اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سیر وسلوک واقعی و مجازی

و کیفیت برگزاری مجالس اهل‌بیت

15264

سیر وسلوک واقعی و مجازی

21
  • «تا این فرد این قضیه را نقل کرد، یک‌دفعه دیدم که قلب من بسته شد! بسته شد و تمام!»

  • آقای بیات برای من نقل کردند:

  • تا مرحوم آقا گفتند: «قلب من بسته شد!» من هم دیدم که قلبم نسبت به همان شخص مخالفی که در دل من بود و نمی‌رفت، بسته شد و دیدم که عجب، دیگر در دلم نیست و رفت! انگار نه انگار که ما اصلاً با این شخص رفیق بودیم! انگار نه انگار! از آن شب دیدم که نماز من دیگر فرق کرد و حالم عوض شد!

  • ببینید، هان! گیر این است و این مسئله در این داخل نمی‌گذارد که جلو برود! نمی‌گذارد این محبت بیاید و او را عبور بدهد و بِبُرد و بزند و جلو ببرد.

  • آقای بیات می‌گفت:

  • دیدم حال و هوایم عوض شد و نمازم یک طور دیگری شد؛ انگار یک آسمانی باز شده و در یک فضایی قرار گرفته‌ام! به دست و پای آقا افتادم وهمین‌طور می‌بوسیدم! ایشان هم می‌گفتند: «آقا دارید چه‌کار می‌کنید؟!» می‌گفتم: آقا هر کاری شما با ما کردی، خود شما کردی و دیگر حساب ما را رسیدی!

  • توجه تام انسان به خود در مسیر حق

  • این قضیه چه بود؟ مسئله همین است که انسان در راه خود مسیری را می‌گیرد و جلو می‌رود ـ دقت کنید می‌خواهم چه عرض کنم ـ و وقتی این مسیر را گرفت و جلو رفت، نه باید نگاه به این کند و نه نگاه به آن! هر کسی قلب او با این [مطالب] موافق بود خودش می‌آید و هر کسی موافق نبود، خودش می‌رود. من نباید نگاه کنم ببینم که این فرد از این کاری که می‌کنم خوشش می‌آید و آن فرد بدش می‌آید و این ملاحظه را بکنم! آن راهی را که بزرگان گفته‌اند ـ نه بنده، بلکه بزرگان ـ آن را انسان باید بگیرد و جلو برود؛ هر کسی با این راه موافق بود، خود او بلند می‌شود و می‌آید، دیگر چرا من غصه‌اش را بخورم؟! چرا من اعصابم را خورد کنم؟! چرا؟! چه کسی گفته است؟! علاوه بر اینکه تکلیف نشده‌ایم، حتی نهی هم شده‌ایم! و هر کسی مسیر او [به این راه] نمی‌خورد، خودش می‌رود؛ مگر ما خدا نداریم؟! مگر ما امام نداریم؟! مگر ما ملائکه نداریم؟! ملائکۀ رقیب و عتید نداریم؟! چرا باید غصه بخوریم؟! چرا باید حرف بزنیم؟! چرا باید وقت خود را به این بگذرانیم که: عجب، فلانی رفت! عجب، فلانی آمد! عجب، فلانی کم شد! عجب، پیچ فلانی شُل شد! عجب، پیچ فلانی سفت شد!