
سیر وسلوک واقعی و مجازی
و کیفیت برگزاری مجالس اهلبیت
سیر وسلوک واقعی و مجازی
17هر دم از این باغ گلی میرسد *** ... روی این جهت، سعی بنده بر این بود که بعد از فوت ایشان ـ یعنی همان سه چهار روز بعد از فوت ـ اصلاً بهطور کلی یک راه و مسیر دیگری را در پیش بگیرم و خلاصه، دیگر کمتر مزاحم رفقا و دوستان بشوم. تا اینکه بالأخره خود ایشان بنده را بر باقی ماندن در قم امر کردند؛ چون بنده سه سال آخر حیات ایشان در قم بودم و تا وقتی هم که تکلیف و دستور مجدد نیاید، انسان باید به تکلیف خود عمل کند.
درعینحال خداوند توفیق رفاقت با دوستان و أحبّه را نصیب ما کرد و من خدا را شاکرم که گرچه مسائلی بس مشکل و صعب را در راه ما قرار داد ولکن در مقابل، ارتباط با بسیاری از افراد [را نصیب ما کرد]؛ افرادی که من به آنها میگویم تنها اشکال شما این است که در زمان مرحوم پدرمان نبودید و ایشان را ندیدید، فقط ایرادتان همین است و هیچ ایراد دیگری ندارید؛ حیف که شما در آن زمان ایشان را زیارت نکردید. و بعد هم از آنطرف میگویم که بالأخره ایشان موت و حیات ندارند! اولیای الهی موت و حیات ندارند و الآن هم أنفاس ایشان مُمِدّ و مؤیِّد است و اصلاً مشخص است و مثل روز روشن است که چطور این اولیای الهی، آن کسانی را که نمیخواهند گردوبازی و یک قل دو قل بازی کنند را دستگیری میکنند، راه میبرند، مشکلات را حل میکنند، رفع موانع میکنند، و تسبیب اسباب حرکت میکنند. و این خیلی واضح و روشن است! برای خود بنده که این مسئله نسبت به دوستان بسیار روشن است.
لذا بعد از زمان مرحوم آقا بر طبق آن مطالبی که ایشان به بنده فرموده بودند، ما بر همان مسیر جلو آمدیم و با تمام سختیهایی که ایجاد شده بود کنار آمدیم. در این مسیر دوستان نزدیک خود را از دست دادیم و کسانی که با ما عهد و پیمان برای همراهی و ادامۀ مسیر والد بسته بودند پشت ما را خالی کردند! ولی ما را چه باک! وقتیکه انسان مسئلهای را واضح میبیند، باید حرکت کند و جلو برود؛ حال هر کسی میخواهد پشت او را خالی کند یا نکند! آن دیگر به انسان ارتباطی ندارد.
- . خمسه نظامی گنجوی، مخزن الأسرار، بخش 48:
- . خمسه نظامی گنجوی، مخزن الأسرار، بخش 48:
