سیر وسلوک واقعی و مجازی
12اینها [بهانههایی] است که ما برای خودمان درمیآوریم، و تکلیفی است که برای خودمان ایجاد میکنیم و خودمان بر گردن خودمان قلاده و طناب میاندازیم و میفشاریم! طناب میاندازیم و مدام میفشاریم و خودمان برای خودمان تکلیف ایجاد میکنیم! چرا؟ چون اینطرفی میزنیم! پادگانی! پادگانی زدن این است. و چون اینطرفی میزنیم، نفس شروع میکند و مدام تکلیف و مسئولیت و مصلحت درست میکند؛ تا جاییکه به حدّی میرسیم که وجود أرض و سماء را متوقف بر خود میبینیم که اگر ما برویم اصلاً عالَم کُن فَیَکون میشود و جبرائیل و عزرائیل و اسرافیل، همه دست از کارشان میکشند؛ چون ما رفتهایم! نه آقاجان، این خبرها نیست! به جان شریف سرکار اگر بنده و شما برویم، این لیوانی که دست من است، یک میل از جای خودش تکان نمیخورد؛ یک میل! «زمین و آسمان اینطرف و آنطرف میشود» یعنی چه؟! این حرفها چیست؟! اینها همه تخیلات است!
روش دقیق و خاص تربیتی علامه طهرانی
مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ آمدند راه و مسیر را به ما نشان دادند و بیان کردند. در همان زمان افرادی بودند که به ایشان اعتقاد نداشتند و بهاندازۀ سرسوزنی به ایشان معتقد نبودند، ولی بهخاطر مصالح ایشان، این وسط از همه نخود وسط آشتر بودند! در هر قضیه و مسئلهای خودشان را داخل میکردند درحالیکه بهاندازۀ سرسوزنی ایشان را قبول نداشتند! اینها منافقین بودند که در آن زمان حضور داشتند و دل پدر ما از آنها خون بود؛ همانهایی که بعد از فوت ایشان آن فتنه را ایجاد کردند!
روش ایشان و مطالب ایشان مشخص بود و ما را هم به همان کیفیت دعوت میکردند و میخواستند که ما از زندگی نفع ببریم؛ فقط اینطور نباشد که مثل سایر افراد و سایر مکاتب و مجالس بیاییم و بنشینیم و بگذرانیم و وقت خود را تلف کنیم و بعد هم مسئله به جایی نرسد! تازه اگر یک وقت ـ خدای نکرده ـ به انحراف کشیده نشود! لذا میخواستند ما از زندگی بهره ببریم و از گذران عمرمان نتیجه بگیریم.

