اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سیر وسلوک واقعی و مجازی

و کیفیت برگزاری مجالس اهل‌بیت

18٬793

در این جلسه نمایی اجمالی از واقعیت سلوک و ظوابط و شرایط آن در مکتب عرفان ارائه می‌شود آیت الله طهرانی با نقل داستانهایی از زندگی اساتید عرفان و اخلاق و شاگردان آنها و با تحلیلی دقیق و ظریف از چند نمونه تاریخی به تبیین موانع و خطراتی که سالکان و رهروان این راه با آن مواجه هستند ‌‌پرداخته‌اند و در آخر هم با تذکرات مهم نسبت به کیفیت برگزاری مجالس اهل‌بیت به بایدها و نبایدها آن اشاره می‌کنند

سیر وسلوک واقعی و مجازی

توضیحات:

در این جلسه نمایی اجمالی از واقعیت سلوک و ظوابط و شرایط آن در مکتب عرفان ارائه می‌شود آیت الله طهرانی با نقل داستانهایی از زندگی اساتید عرفان و اخلاق و شاگردان آنها و با تحلیلی دقیق و ظریف از چند نمونه تاریخی به تبیین موانع و خطراتی که سالکان و رهروان این راه با آن مواجه هستند ‌‌پرداخته‌اند و در آخر هم با تذکرات مهم نسبت به کیفیت برگزاری مجالس اهل‌بیت به بایدها و نبایدها آن اشاره می‌کنند

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

سیر وسلوک واقعی و مجازی

34
  • مجلس عمر با مجلس حضرت سجاد چه فرقی می‌کند؟! منتهی در مجلس حضرت سجاد به نحو دیگری است و باید اشعار شهادت خوانده شود؛ و اگر تولد است، اشعار تولد خوانده شود و اگر حالت فرح و شوخی‌های دیگری هم باشد اشکالی ندارد. شوخی باشد، خنده باشد، مزاح باشد، ولی نه شوخی‌ای که باعث شود شخصی خجالت بکشد و شخصیت او خُرد شود! اگر از شخصی این کار برنمی‌آید، چرا او را مجبور می‌کنند که فلان کار را انجام بدهد؟! این حرام است و به عمر و غیر عمر کاری ندارد! همین‌که این شخص الآن احساس ناراحتی می‌کند، این مجلس تبدیل به مجلس ظلمت می‌شود؛ درحالی‌که باید حتی در مجلس عمر که موجب فَرحَت اهل‌بیت است، روحانیت و نورانیت حاکم باشد! همان‌طور که تولّی نور می‌آورد، تبرّی هم نور می‌آورد؛ اما ما با این الفاظ زشت و با این کار‌های زشت می‌آییم و اولاً مجلس را تبدیل به مجلس ظلمت و کدورت و گرفتگی نفس می‌کنیم و بعد هم ممکن است مسائلی به‌وجود بیاید و اصلاً شبهه برای افراد ایجاد شود! یعنی ممکن است که مسائل جدی به‌وجود بیاید. چرا باید این‌طور باشد؟!

  • مجلس عیدالزهرا و سید هاشم حداد

  • بنده در مجلس عید الزهرایی که مرحوم آقای حداد در طهران بودند و مرحوم آقا بودند، بودم. آن‌موقع ما کوچک بودیم و خود ما هم یکی از افرادی بودیم که یک رئیس داشتیم و صحنه‌گردان بودیم! ما هفت هشت ساله بودیم. شوخی و بازی و این حرف‌ها بود و آقای حداد غش غش می‌خندیدند! فردی که از اقوام ما بود1 ـ خدا رحمتش کند ـ رفته بود و دیگی روی سر خود گذاشته بود و عکسی بر روی شکم خود درآورده بود ـ بچه و هم‌سنّ خود ما بود ـ و بساطی که اصلاً خود ما [از خنده] دلمان را گرفته بودیم، چه برسد به آن مجلس! من یادم است که آقای حداد این‌قدر از این برنامه خندیده بودند که اشک از چشم‌های او می‌آمد! خب برنامۀ خنده بود دیگر؛ در مجلس عمر که دعای کمیل نمی‌خوانند! خب همین کارها را می‌کنند.

    1. . فوت کرده است و دیگر اسم او را نمی برم.
/