اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)

و اهمیت و آداب تبلیغ در ماه محرم و صفر

15521
نسخه عربی

جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)

9
  • شما که یکی دو، سه سال سِنّ شما از این رجل الهی بالاتر بوده، شما که این‌همه علم فراگرفتی و این‌همه مرارت‌ها کشیدی برای رسیدن به این مسائل و اینها، خب چرا باید در این جملات نقص باشد؟ به‌خاطر این است که به چنین فردی دسترسی نداشتی، [آیا] مردم نباید بدانند که این تغییر و تحوّل از کجاست؟! این همین‌طور باید مخفی بماند؟ خب اینکه کفران است، این خلاف است.

  • باید بدانند که این شخصی که پانزده سال پیش نسبت به این شخصیّت الهی صحبت می‌کرد و الآن صحبتش با آن‌موقع تفاوت کرده، [مردم] باید بدانند که این از کجا بوده است. [آیا] این خودش یک نوع تبلیغ نیست؟ ولی ما می‌دیدیم نسبت به این قضیّه نفسانی دارد برخورد می‌شود. آقا! آن کسی که خودش از دنیا رفته، دارد از درون قبر داد می‌زند که این‌طوری بگویید، حالا کسانی که دور و بَر مسئله هستند [می‌گویند] نه، نباید بگوییم! چرا؟ چون نقص به حساب می‌آید. عجب! عجب! نقص نسبت به شخص را برنمی‌تابیم، ولی اداء امانت را برمی‌تابیم؟‌! تخلّف در اداء امانت را برمی‌تابیم؟! خب این چه می‌شود؟ این می‌شود نفسانی برخورد کردن دیگر. 

  • لذا دأب فقها بر این بود، وقتی که به یک رسالۀ علمی می‌پرداختند، آراء و فتوا می‌دادند، نسبت به یک مسئله حکمی را جاری می‌کردند، بعد [که] نظر آنها عوض می‌شد، مرحوم شیخ، شیخ طوسی چقدر مسائلش عوض شده؟ چقدر نظراتش عوض شده؟ صدوق [نظراتش] چقدر عوض شده؟ چقدر [نظرات] اینها عوض شدند؟ علاّمه، مرحوم محقّق حلّی، محقق کرکی... اینها نمی‌آمدند آن نظر قبلی خود را از بین ببرند، آن را نگه می‌داشتند تا برای طالب علوم دینی و برای مجتهدین دیگر مشخّص شود [که] این در یک وقت براساس این ادلّه، این نحوه استدلال بر مطلب داشت و الآن نظر تغییر کرده است. این اختلاف را آن مجتهد بداند، لعلّ اینکه مجتهد بیاید نظر اوّل را قبول کند و بگوید نه، همان نظر اوّل و نظر ابتدایی نسبت به این مسئله، آن برای من حجّت است، طبق این ادّله، طبق این قرائن و طبق این شواهد. چرا [آن نظر قبلی خود را از بین نمی‌برند؟] به‌خاطر اینکه خیانت نکنند در آن یافته‌های علمی و در آن حقایقی که برای آنها نازل شد. ما که معصوم نیستیم! معصوم اوّل و آخرش یک حرف می‌زند، پیغمبر همان حرفی را می‌زند که فرزندش حضرت بقیّة‌الله ارواحنا فداه آن را می‌زند، هیچ تفاوتی بین اوّل و بین آخر آنها نیست. سر سوزنی [فرق] نیست. چرا؟ چون همۀ اینها معصوم هستند، معصوم مطلق. و معصوم مطلق یک مطلب را می‌گوید، یک حرف را می‌زند. حرف او دو تا نمی‌شود و باید نسبت به این مسئله با سایر مطالب افتراق قائل شد.