
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
و اهمیت و آداب تبلیغ در ماه محرم و صفر
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
26روز یازدهم این آقای عمر سعد چهکار کرد؟ بر جنازههای کشتهها و به درک رفتههای خودش به عنوان شهید نماز خواند و جنازه و بدن پسر پیغمبر و امثالذلک واینها را رها کرد. همین، مگر نکردند؟! نماز خواند. همۀ اینها را جمع کردند نماز خواندند و کفن کردند و دفن کردند. اینها شهدا هستند، شهدائی که اینها در راه اسلام شهید شدند. شهداء راه اسلام! اسم شهید را هم گذاشتند رویشان دیگر. حقوق و مزایا و چیزهای دیگر هم گذاشتند، لابدّ از طرف خلافت و اینها یک مزایایی به خانوادههایشان تعلّق گرفت. آنوقت امام حسین را رها میکنند، حبیب را رها میکنند حضرت ابوالفضل را رها میکنند، اینها خارجی هستند! اصلاً [بر آنها] نماز نباید خواند! عجب، آدم به کجا میرسد؟! آدم به کجا میرسد که حتی شأنیّت و قابلیّت نمازخواندن را از پسر پیغمبر برمیدارد؟! آنوقت به یک مشت سگ و گرگ، عنوان شهید میدهد و بر جنازههایشان نماز میخواند. ها! مگر اینها نبودند؟!
حالا ما باید چهکار کنیم؟ ما باید به زیادی جمعیّت نگاه کنیم [که] سی هزار نفر اینجا دارند نماز میخوانند [در مقابل] این امام حسین و مثلاً سی، چهل نفر و اینها؟ قضیّه چهطور میشود؟
آنها مسئله را باور داشتند؛ چه گفتند؟ گفتند سی هزار نفر! اصلاً تو بگو سی میلیارد، خوب است؟ نقطه که دیگر خرج ندارد، بزن برو تا آنجا، سی میلیارد، سیصد میلیارد، سیصد تا صفر شما بغل هم بگذارید میشود چه؟ صفر. بین یک صفر و بین سیصد میلیارد صفر هیچ فرقی نمیکند، باز هم آخرش چیست؟ صفر است. آن عددی که عدد واقعی است و یک است، او سیّدالشّهداست. آن عدد، عدد واقعی است و عدد حقیقی است. آن یک، یک است، تک است و یکتا است؛ ولی بقیّه صفر است! چه یک صفر، چه سیصد میلیون صفر، همهاش صفر است. باید به این توجّه داشته باشیم.
خب، خیلی صحبت کردیم و در صحبت هم که از فلتات لسان و امثالذلک و اینها [پیش میآید]، و اگر جسارتی بود رفقا و فضلا خودشان عفو و اغماض میکنند، ولیکن من خیال میکنم وقتی که فضا فضای صراحت هست، نباید چندان به دل بگیریم و باید استفاده کنیم. خلاصه وقت میگذرد، ما خیلی وقت نداریم، وقت میگذرد.
