اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)

و اهمیت و آداب تبلیغ در ماه محرم و صفر

15521

جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)

22
  • یکی از دوستان می‌گوید: «رفتم پیش یک شخصی، گفتم که: آقا برای فلان قضیّه، فلان درسم، می‌خواهم که استاد تعیین کنید؛ ـ  حالا سربسته بگویم، طرف در یک جایی مسئول یک قسمت مهم نسبت به امور طلبگی بود ـ این‌طور [جواب می‌دهد]: ”تو که بابایت پولدار است مگر مجبور بودی بیایی طلبه بشوی؟! آقا! بلند شو برو کیف و حالت را بکن!“ نمی‌دانم چه‌کار کن.» فاجعه این نیست که این شخص می‌آید این را می‌گوید، فاجعه این است که این مسئولیّت به این سپرده شده است! اینجا فاجعه است. آیا این شخص باور دارد؟

  • آن یکی می‌آید فلان‌جا، می‌خواهد برود کارش را درست بکند، [به او می‌گویند:] به! دانشگاه را ول کردی آمدی طلبگی؟! به‌به! به‌به! آخر مگر بی‌کار بودی؟ آخر کسی که دانشگاه می‌رود دیگر بلند می‌شود طلبگی بیاید؟! مثل‌اینکه در این طلبگی هر آدمی که از خانه‌اش در برود، یا با کفگیر در سرش بزنند، یا بیندازند او [را] بیرون در خیابان و در جوی بخوابد! اینها بایستی که [بیایند طلبه شوند]. یک مشت فراری، دربه‌در، قوزی، چپول، یک چشمی، فرض کنید که اَحدَب، گالش به دست، مثل‌اینکه اینها فقط به درد طلبگی و فلان می‌خورند! اما یک آدمی‌که سرش به تنش می‌ارزد این خیلی حیف است، خیلی برای این مسئله زیاد است، این باید برود دانشگاه!‌ نه [همین‌طور است] دیگر. حالا ما یک خُرده [اغراق] کردیم! قضیّه این است.

  • ولی مرحوم آقا چه می‌گفتند؟! می‌فرمودند: «با استعدادترین فرد باید بیاید طلبه بشود، بافرهنگ‌ترین فرد، ـ دقّت بفرمایید چه دارم می‌گویم ـ با فرهنگ‌ترین فرد به درد طلبگی می‌خورد. با اصیل‌ترین و با بُتّه‌ترین فرد به درد طلبگی می‌خورد. با استعدادترین فرد باید طلبه بشود.» چرا؟! چون ارتباطی بین این علم و بین بقّیۀ علوم نیست. استعدادی که باید در راه رسیدن به کمالات [صرف] بشود، آیا شما آن استعداد را در راه به قول مرحوم آقا سیّدعبدالباقی «حمّالی»، صرف می‌کنید؟ گفت: «حالا حمّال شدم، حّمال.» هنوز آن صوت کلامش که می‌گفت و اشک از چشمش می‌آمد، از ذهنم نمی‌رود. در ذهنم است که می‌گفت: «تبدیل به یک حمّال شدیم، بار مردم را برداریم این‌طرف و آن‌طرف ببریم!» حالا می‌فهمد. چه زمانی؟! بعد از پنجاه سال که از سنّش گذشته است. دیگر کاری نمی‌شود کرد، پنجاه سال عمر گذشته و دیگر فرصتِ برای این قضیّه و این مسئله نیست.