
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
و اهمیت و آداب تبلیغ در ماه محرم و صفر
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
21یعنی او باعث شد که من از طلبگی دست بردارم و این راه را ادامه ندهم! اسم آورد، و ایشان هم [در قید حیات] هستند.
علیٰکلّحال، خب حالا آیا آن فرد تمام العلّه بوده یا بالأخره به عنوان جزءالعلّه ـ که خب مسلمّ بوده دیگر ـ، ولی خب جای مسئله و اشکال باقی است. با وجود اینکه شما یک پدری مثل علاّمۀ طباطبائی دارید، دیگر نباید به این افراد نادان و بیباور، ـ این مقصود بنده است ـ بدون باور به اصالت این علوم، به حقیقت این علوم [گوش بدهید]
آخر ای نادان جایی که امام صادق علیه السّلام میفرماید: «اگر میتوانستم شلاّق به دست میگرفتم و بر سر و گردۀ اصحابم مینواختم و آنها را مجبور میکردم به اینکه این علومیکه میگویم، آنها فرا بگیرند.» عبارتش چیست؟ لَوَدَدتُ أنّ أصحابی ضُرِبَت رؤسُهُم بالسّیاط حتّی یتفقهوا فی الدّین1 امام صادق وقتی این حرف را میزند، آنوقت تو بلند میشوی میگویی: آقا مگر بیکار هستی که آمدی طلبه شدی؟! همین حرف را زده! همین، بابا بلند شو برو، تو استعداد داری! تو چه و چه داری، بلندشو برو دانشگاه، بلندشو برو درس بخوان، بلندشو برو چهکار کن، ما آمدیم بدبخت شدیم! همین مرحوم آقا سیّد عبدالباقی داشت به مرحوم آقا و بنده میگفت که این حرفها را این آقا به من زد. اینقدر گفت و گفت که مرا سست کرد، نسبت به این مسائل مرا سرد کرد و من دست برداشتم. حالا عبارت ایشان بود:
«شدم حمّال مردم!»
ایشان این را گفت: «شدم حمّال!» ترانسفورماتور از اینجا بردار برو آنجا نصب کن. آقا آنجا خراب شده، بلندشو بیا درست کن! بعد ایشان میگفتند: «الآن باید بروم کرج، ـ وسط تابستان بود ـ الآن در این گرما باید بلندشوم بروم کرج که در فلانجا ترانسفورماتورشان خراب شده است بنده تعمیر کنم، شدم حمّال!» عین عبارتِ این مرحوم بود. بنده برای رفقای خودم این مسئله را دارم میگویم.
این آقایی که حالا کتاب مینویسد، حالا این کتابش برای خداست؟! این آقایی که رساله میدهد، این رسالهاش برای خدا است؟! بروم بالاتر یا تا اینجا دیگر بس است؟! این برای خدا است؟ یا آن آقایی که برمیدارد به پسرش نصیحت میکند ـ از بعضی از آن آقایان ائمّه جماعات طهران ـ به طلبگی، میگفت: «عزیزم بیا این را به تو بگویم ـ نتیجۀ تجربۀ خودم را دارم به تو میگویم ـ که من در این طول عمر هیچ نانی راحتتر از نان آخوندی از گلو پایینتر نمیرود!» خب بله بله! آن نانی که از گلوی شما پایینتر میرود [همین است]. آخر کسی بیاید علوم اهلبیت را تشبیه کند به نانی که بخواهد از گلو راحتتر پایینتر برود، چه باید به او گفت؟! آنوقت اینها به این مکتب باور دارند، باور دارند؟!
- الكافى، ج 1، ص 31
