
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
و اهمیت و آداب تبلیغ در ماه محرم و صفر
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
19نسبت به کلمه کلمۀ حرفهایمان در پروندۀمان مینویسند! دهۀ محرم برای سیّدالشّهدا است. تمام سال برای سیّدالشّهدا است، فقط و فقط برای سیّدالشّهدا است. باید از ولایت امام علیه السّلام گفت. امام را باید شناخت. سیّدالشّهدا چه کسی بوده، چه بوده است؟ آیا سیّدالشّهدا هنوز زنده است یا یک پدیده مربوط به 1400 سال پیش است، اینها را بایستی که برای افراد گفت. نباید بین مطالب و بین مسائل خلط کرد. ما باید مکتبی که به ما ارائه دادهاند را باور کنیم.
در روز غدیر1 خدمت رفقا عرض کردم:[مطالب] مجّانی به دست ما نرسیده است، بنده میدانم پای این مطالبی که به دست ما رسیده است، چه مسائلی نهفته بوده، چه قضایایی بوده ـ که تا بهحال یکی از آنها را [هم] نگفتم و مُجاز به گفتن آنها هم نیستم ـ تا اینکه راحت این کتب را در اختیار ما قرار دادند، این مطالب را در اختیار ما قرار دادند، این صحبتها را در اختیار ما قرار دادند.
حکایتی ارزشمند از فرزند علامه طباطبائی
قضیّهای اتفّاق افتاد چند روز پیش، آقازادۀ مرحوم علاّمۀ طباطبائی ـ رضوان الله علیه ـ ایشان به رحمت خدا رفت. البته بنده هم خیلی دوست داشتم که در تشییع ایشان شرکت کنم ولی خب نشد، توفیق نداشتم. یک روز بنده سنّم حدود شانزده سال بود. ظهر مرحوم آقا از مسجد آمدند. من دیدم یک نفر همراه ایشان است، نمیشناختم، در را باز کردن. آمدم، یکدفعه [با] من برخورد کردن، آمدند بالا و نشستند و رو کردند به من و گفتند که: «ایشان آقای سیّد عبدالباقی، آقازادۀ حضرت علاّمه طباطبائی هستند.» من پانزده، شانزده سالم بود. [گفتند که] ایشان آقازادۀ علاّمه طباطبائی هستند. ظهر بود. و [گفتند] برو سفره بردار بیار و ناهار و این چیزها. دیگر سفره هم غذایی که والدهمان درست کرده بودند، یک غذای خیلی ساده هم بود. دعوت نبودند، قرار دعوتی نبود، نمیدانم غذا از همین کتلتها و چیزها بود خیلی [ساده] آن هم به اندازۀ سه چهار نفر همانهایی که افراد منزل بودند دیگر، بیشتر که نبود. ما سفره را بردیم بالا و سبزی و نان و ماست و این چیزها و... [هم بود].
