
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
و اهمیت و آداب تبلیغ در ماه محرم و صفر
جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)
12سالهای سال امام در زندان بود. خب قضیّه هیچ فرقی نکرد، مسئله هیچ فرق نکرد. همان حال را داشت، همان اُنس را داشت، همان خلوت را داشت، و تازه بهتر، تازه راحتتر، دیگر درِ منزلش مدام باز و بسته نمیشد [که] افراد بیایند و بروند و او را از کار و زندگیاش باز بدارند. این [داستان] این مسئله را به ما نشان میدهد که ما باید نسبت به آنچه که باور داریم متعهّد باشیم، متعهّد باشیم.
بیتفاوتی نسبت به مکتب بزرگان نشانۀ چیست؟
در آن مجلس آن شب، خدمت رفقا گرچه جسارت شد و یک قدری تند صحبت شد، خب رفقا ما را میبخشند [و] خودشان هم به اوضاع ما بهتر از ما وارد هستند و این جسارتها و جرئتها را میبخشند، ولیکن مسئله همان است، مطلب همان است. آن کسی که میگوید: به من چه، یعنی چه؟! یعنی بنده عرضۀ متابعت این مکتب را ندارم ـ این صاف و پوست کنده ـ عرضهاش را ندارم! منتها نمیخواهد بگوید عرضه ندارم. عرضۀ اینکه بگوید: «عرضه ندارم» هم ندارد. عرضه این را هم ندارد. میآید گردن به من چه میاندازد. عرضهاش را ندارد. عرضۀ دفاع از مکتب را ندارد. آقا فلان جا صحبت شده، بالای منبر این حرف را زدند، خب زدند که زدند. مگر چیست؟ آسمان به زمین آمد! پس آقا این وسط چهکاره است؟! مگر بنده قرار است همه چیز را جواب بدهم؟ مگر بنده قرار است بگویم؟! خب یک جواب هم جنابعالی بده. مگر منبر را از تو گرفتهاند؟ مگر سخنرانی را از تو گرفتهاند؟ پس اینهمه درس خواندی برای چه خواندی؟! برایاینکه فقط بنشینی و نق بزنی، غُر بزنی؟! این را یاد گرفتهای؟! آمدند رفتند بالای منبر نسبت به امام علیه السّلام یک چنین نظریهای دادند. خب نظریه، نظریه است. تو هم بلند شو برو نظرّیۀ خلافش را بده، با دلیل و برهان، نه از بخار معده! نه. و [نه] مطالب پای مَنقلی، از روی برهان و از روی روایات صحیحه مستند، روی اساس، اشکالی که در فلان قضیّه است [را با همینها پاسخ بده.] مگر ما چهکار میکنیم؟
