اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)

و اهمیت و آداب تبلیغ در ماه محرم و صفر

15521

جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)

31
  • بعضی‌ها هستند از همین رفقای ذوی العزّة و الإحترام که وقتی می‌روند بالا[ی منبر] تا می‌گویند مطلب را جمع کنیم، خودش بیست دقیقه حرف می‌زند. من می‌گوییم: ای داد! خوب شد جمع کردی! اگر می‌خواستی پهنش کنی، لابدّ ما تا ظهر می‌بایستی که اینجا گرفتار باشیم. آقا! بیست دقیقه صحبت [کافی است]. در مجالس روز (بین الطلوعین) هم خدمت رفقا عرض می‌کنم، هر کسی می‌رود منبر، بیست دقیقه صحبت بکند، بیست و پنج دقیقه و بعد هم ده دقیقه هم روضه و یا مثلاً چیز (شعر) و تمام. خلاصه طولانی کردن این [صحبت‌ها] چیز (فایده‌ای) نمی‌کند. درست است که مطلب اضافه می‌شود، شاید هم آن بندۀ خدا واعظ تصوّر خودش این است که نتوانسته خوب مطلب را برساند، حالا بخواهد به [بیان دیگری بیان] بکند و اینها.

  • علیٰ‌کلّ‌حال روی این مسئله در صحبت‌ها باید دقتّ بشود. صحبت‌ها باید جاذب باشد، خستگی نباید بیاورد. آدم ده دقیقه بعد از اینکه حرف زد، یک‌دفعه از گوشه مجلس خُرّی می‌رود بالا و خُرّی می‌آید پایین! نه [اینطور نباشد]، اگر صحبت به یک نحوی باشد که [ملال‌آور نباشد]، گفت که:

  • درس معلم ار بود زمزمه محبّتی *** جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را1
  • آن کسی که دیشب حالا کم‌خوابی داشته به عللی، یا نماز خوانده و یا بی‌خوابی زده به سرش و حالا آنجا می‌خواهد بیاید در مجلس بین‌الطّلوعین خوابش را اینجا انجام بدهد، باید واعظ جوری باشد که بتواند جلوی خوابش را بگیرد، نه‌اینکه مزید بر علّت خودش هم یک لالایی برایش به حساب بیاید. اینها چیزهایی است که باید [در نظر گرفته شود.]

  • بیان حکایات و اشعار آموزنده

  • با حکایت‌های آموزنده [باید مطلب را جاذب نمود]. چقدر من به افراد توصیه کردم، آقا! در صحبت‌هایتان داستان بگویید، حکایت بگویید. اینها چیزهایی است که دستور دادند، دستور دادند. فأحیوها بطرائف الحکم2 که امیرالمؤمنین می‌فرمایند یعنی همین، یعنی نکات آموزنده [گفته شود.] چون شخص که خودش می‌رود بالای منبر، در یک حال و هوایی می‌رود که خبر از آن افرادی که نشسته‌اند ندارد؛ نیست خودش دارد صحبت و مطالب را جمع می‌کند و خیلی سرحال و شاداب است، دیگر نمی‌داند پشت سرهم به مسلسل بستنِ افرادی که نشسته‌اند، کم‌کم موجب کسالت می‌شود. بایستی که [کلام را] تغییر داد. [مثلا] شعر [بخواند]. این رفقایی که می‌آیند صدای خوب هم دارند، حالا خوب هم نباشد، همین‌که صدا را بالا ببری به ضَمّ و ضمائمی بد نمی‌شود، این چیز‌ها [مفید است]. همین‌که دو تا شعرِ حِکَمی‌گفته بشود [موجب رفع کسالت می‌شود]، [مطالب] اخلاقی گفته بشود از مولانا، از حافظ، از بزرگان، از فیض، از مرحوم حاج میرزا حبیب الله خراسانی، از اینهایی که جان داشتند، در اشعارشان جان داشتند.

    1. دیوان اشعار، نظیری نیشابوری، غزلیات شماره 55
    2.