اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)

و اهمیت و آداب تبلیغ در ماه محرم و صفر

15521

جایگاه تحصیل علوم اهل بیت (علیهم السلام)

20
  • معلوم شد که مرحوم آقا وقتی داشتند از مسجد برمی‌گشتند، موقع ظهر، وقتی که از نماز داشتند برمی‌گشتند، ایشان را سر کوچه دیدند. ایشان خب مهندس برق بود و در قسمت همین وسایل فشار قوی و ترانسفورماتور‌ها و اینها بود. روبه‌روی کوچۀ ما هم از همین چیز‌ها [مغازه‌ها] بود یعنی از همین چیز‌ها [وسیله‌ها] می‌فروختند. و اینها در آن زمان یکی دو مغازه‌ بود که در [خصوص] همین اَجهزه و دستگاه‌ها و اینها [بود]. ظاهراً ایشان آنجا آمده بود و کاری داشت و یک‌مرتبه با مرحوم آقا برخورد می‌کند، مرحوم آقا ایشان را می‌آورند منزل و می‌گویند: باید ـ به اصرار ـ [برای] ناهار واین‌ها در منزل بیایید. دیگر ایشان می‌آیند و در منزل و غذا می‌خورند و بعد [از ناهار] یک ساعتی هم می‌نشینند.

  • من موقع غذا نبودم ولیکن خب بعد از غذا آمدم و نشستم. و از جمله صحبت‌هایی که مرحوم آقازادۀ علاّمه طباطبائی می‌کرد این بود که بنده شنیدم که می‌گفتند: من از فلان شخص نمی‌گذرم، ـ اسم یکی از آقایان را آوردند که ایشان الآن در قید حیات هستند ـ من در همان موقع پیش ایشان درس می‌خواندم، ایشان هم تقریباً تا لمعه و شاید احتمالاً بالاتر را هم خوانده بودند، بعد دیگر ترک کرده بودند. و مرحوم آقا می‌گفتند که خیلی هم مرحوم علامۀ طباطبائی از این قضیّه ناراحت بودند، خیلی متأثّر بودند، خیلی متأثّر بودند. و بسیار شخص با استعداد، خیلی با استعداد بود، همین آقازادۀ ایشان ـ مرحوم آقا سیّدعبدالباقی ـ بسیار فرد با استعداد، خوش نفس، صاف، صادق [بودند]، خب پسر علاّمه باید هم این‌طور باشد دیگر! پسر علامۀ طباطبائی باید جای پدر را بگیرد. و شاید اگر ایشان ترک تحصیل نمی‌کرد، خودش یک علاّمۀ دیگری بود! چه استبعادی داشت، علاّمۀ دیگری برای خودش بود. 

  • ایشان می‌گفتند که: 

  • «من داشتم پیش فلان شخص از آقایان درس می‌خواندم، ـ حالا چه بوده، لمعه بوده، کمتر بوده [یا بیشتر]؟! این در ذهنم نیست ـ اما در مدّتی که ما خدمت ایشان بودیم و رفت‌وآمد می‌کردیم، آن‌قدر ایشان از طلبگی بدگویی کرد و آن‌قدر مذمّت کرد که به‌طور کلّی مرا از ادامۀ تحصیل باز داشت ـ عبارت ایشان این است ـ و من در روز قیامت جلوی جدّم، جلوی ایشان را خواهم گرفت. »