اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

تشخیص حق و باطل با حجت عقل و فطرت

15556

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

21
  • در اینجا به همان مقدار که ما خودمان را از مواجهه با آراء [مختلف] محروم کنیم، به همان مقدار از این سفره کم گیرمان آمده و ضرر کرده‌ایم! [البته] بله، در جاهای دیگر، به‌محض ‌اینکه طرف یک مقداری بخواهد سرش را از زیر لحاف [بیرون] کند، لحاف را می‌کشند [روی سرش و می‌گویند:] «[لحاف را روی سرت] پایین بکش!» تا می‌خواهد دوباره به خودش تکانی بدهد و [سرش را] بیرون بیاورد [و] ببیند دوروبَرَش چه خبر است، دوباره [لحاف را] می‌دهند [پایین و می‌گویند:] «نمی‌خواهد بفهمی! بگیر بخواب! بگیر بخواب!»

  • چرا این‌طور است؟! چون می‌ترسند! از خودش می‌ترسند، از کارهایش می‌ترسد، از رفتارش می‌ترسد، نگران است؛ نمی‌خواهد طرف سرش را از زیر لحاف بیرون کند؛ اگر بیرون کند، خیلی از مسائل برملا می‌شود؛ خیلی از چیزها مفتضح می‌شود! لذا می‌گویند همین‌طور سرت را نگه دار!

  • علامۀ طهرانی: «راه خدا و مسیر اولیاء خدا باید با فهم جلو برود»

  • شنیدم از مرحوم آقا [علامه طهرانی] که فرمودند:

  • راه خدا و مسیر اولیاء خدا با فهم باید جلو برود؛ بدون فهم، آن مسیر در نهایت به ضلالت خواهد کشید!

  • اگر انسان فهم داشته باشد [در مسیر صحیح حرکت می‌کند]. و آن فهم هم با موازین و رعایت مسائل به‌دست می‌آید. لذا باید رفقا در مواجهه با آراء یکدیگر، سعۀ صدر داشته باشند؛ کاملاً باید سعۀ صدر داشته باشند. یک شخصی می‌آید صحبت می‌کند، منبر می‌رود، درس می‌دهد، نظری را مطرح می‌کند. خب بسیار خب! شاید [نظرش] درست باشد! دلیل ندارد که انسان تا می‌بیند با نظرش مخالفت دارد، بگوید: «این از فلانی دور است ها! این جزو این حرف‌ها [محسوب] نیست؛ این دارد از خودش می‌گوید! نباید این را دعوتش کرد! نباید پای صحبتش رفت! نباید دیگر با او حرف زد! نباید... نباید... نباید...!» این همان «ن»ی نمی‌فهمم است! آن «ن»ی نمی‌فهمم اینجاست! همین‌جا!

  • چرا ما سراغ جنگ جمل می‌رویم؟! جنگ جمل در همین اطاق است! همین اطاق جنگ صفین است، همین اطاق عاشوراست. همه چیز در همین اطاق است. و بنده هم عرضم همین است و دارم به شما می‌گویم: إعرِفِ الحَقَّ تَعرِف أهلَه، اعرِفِ الباطِلَ تَعرِف أهلَه. در همین‌جا انسان باید موازین خودش را منقّح کند، مبانی را باید منقّح کند. اگر یک فردی را سی درصد قبول دارید، نباید سی و دو درصد قبول داشته باشی! آن دو درصدش باطل است. اگر فردی را هفده درصد قبول داری، باید همان هفده درصد [باشد]؛ نباید بیشتر کنی؛ باطل است. هم تفریط غلط است هم افراط؛ هر دو غلط است. هر دو باطل است. باید میزانِ باور براساس واقعیّات مُدرَکه باشد نه براساس شایعات و تبلیغات؛ آن میزان از واقعیّات که انسان درک می‌کند.