
عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان
تشخیص حق و باطل با حجت عقل و فطرت
عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان
19یکی از همین افراد که البتّه فوت کرده و مورد طرد قرار گرفت، شخصی بود که مرحوم آقا [علامۀ طهرانی] میفرمودند: «من هر وقت به عکس او نگاه میکنم حالم بد میشود و منقلب میشوم.» [حیاتش در] زمان سابق بود. میفرمودند: «من از اول وقتی که با این فرد برخورد کردم، اصلاً نمیتوانستم با او همصحبت شوم.» با اینکه در بعضی موارد در همان مسائل انقلابِ سنۀ چهل و دو مجبور بودند که با اینها رابطه داشته باشند، [اما] ایشان میفرمودند: «من به هر کیفیتی که میشد خودم را از ارتباط با این فرد کنار نگه میداشتم.» از اول مشخص بود. خب آخر کار هم معلوم است دیگر: ﴿و كَانَ عٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَـٰٓـُٔواْ ٱلسُّوٓأَةٰٓ أَن كَذَّبُواْ بَِٔايٰتِ ٱللَهِ﴾.1 وقتی مرام، مرامِ خلاف باشد، معلوم نیست که نتیجه و نهایت به کجا میرسد. این مسیر را چه کسی باید انتخاب کند؟ این مسیر را باید عالِم دینی و مبلّغ انتخاب کند. مسیرِ «إعرِفِ الحَقّ»، مسیرِ «إعرِفِ الباطِلَ».
دفاع متحجّرانه و یکسویه از حقیقت، باعث رشد انسان نمیشود
بنابراین، آنچه موجب رشد ماست، یکسونگری و تحّجر و جمود بر یک طرف نیست! در مکتب مرحوم والد [علامۀ طهرانی] «همین است و جز این نیست» قرار ندارد! «این رأی، رأی مخالف آقاست، پس تو باید بیرون بروی» قرار ندارد! «این کلام، کلامی است که با مسئلۀ آقا جور درنمیآید، بنابراین نباید صحبت کنی» ما نداریم! ما این حرفها را اینجا نداریم! اینجا بهعکس: باید مسائل مختلف طرح بشود! نظرّیات مختلف باید طرح شود! اگر در این جمع و در این مکتب آراء مختلف مطرح نباشد، کجا مطرح شود؟! در قصّابی؟! در بقّالی؟! اگر در این جمع، نظرات مختلف براساس فهم [مطرح نشود، کجا مطرح شود؟!] [البته] نه صرفِ شبههافکنیِ بیخود [و] «لنگدرهوایی»! نه! آن همهجا غلط است و همهجا مطرود است. [اما] اگر کسی بر یک اساس علمی مطلبی را مطرح میکند، ولو اینکه با نظر من مخالف است، باید مطرح کند؛ نه اینکه از مطرح کردن آن جلوگیری بشود و به اَنگ و مَنگ و فلان و این حرفها متهّم شود! این مطالب اصلاً در اینجا راه ندارد!
- سورۀ روم (30) آیۀ 10.
