اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

تشخیص حق و باطل با حجت عقل و فطرت

15556
نسخه عربی

عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان

9
  • ندای امیرالمؤمنین و ائمه، ندای حریّت و فهم و گفتگوست

  • مگر راه ائمه چه بود؟ مگر تا آخر همین نبود؟! تا آخر راه ائمه باز بود. هیچ‌وقت امیرالمؤمنین علیه‌السلام به کسی نگفت که:«خفه شو! همین‌که می‌گویم، صدایت هم درنیاید!» کِی گفت؟! کِی به افراد یک‌‌چنین حرفی زد؟!

  • توصیۀ امیرالمؤمنین، شناختِ حق و دوری از سنجیدن حق با ملاکِ اشخاص و ظواهر بود

  • در بحبوحۀ جنگ جمل، ندای امیرالمؤمنین، ندای حرّیّت و اختیار و فهم بود: «إعرِفِ الحَقَّ تَعرِف أهلَه!»1 چه کسی گفته امیرالمؤمنین چماق به دست گرفته تا به سر افراد بزند که: «دنبال من بیایید، صدایتان هم درنیاید»؟! چه کسی این حرف‌ها را زده؟! چرا ما باید به مرام امیرالمؤمنین مطالبی را ببندیم که در شأن آن حضرت نبوده؟! این [حرف‌ها] مربوط به امور ماست.

  • در جنگ جمل، طرف آمد پیش امیرالمؤمنین [و گفت]: «شک کرده‌ام حق با شماست یا با اینها؟! مانده‌ام چه‌کار کنم!» حضرت چه فرمود؟ [فرمود:] «لا یُعرَفُ الحَقُّ بأقدار الرِّجالِ!»2 به منِ علی نگاه نکن و به‌خاطر من علی [جنگ نکن]! حضرت اول سراغ خودش می‌رود. «بأقدار الرِّجالِ» یعنی اول دارم از خودم شروع می‌کنم؛ یعنی ای مردم! منِ علی به‌‌عنوان پسرعموی پیغمبر ملاک نیستم؛ منِ علی به‌عنوان داماد پیغمبر ملاک نیستم؛ منِ علی به‌عنوان اینکه در جنگ‌ها شرکت می‌کردم ملاک نیستم. رستم دَستان هم شاید در جنگ‌ها شرکت می‌کرد و شاید از امیرالمؤمنین هم بهتر شمشیر می‌زد! این‌طور نیست که حالا چون امیرالمؤمنین، امیرالمؤمنین است، پهلوان اول و آخر است! نه! امیرالمؤمنین یک میزان از قدرت دارد، یک میزان از مسائل [ظاهری و توانایی] دارد؛ به همان میزان هم باید عمل کند.

  • نمونه‌هایی از ظواهر فریبنده در تشخیص حقیقت

  • حالا امیرالمؤمنین زورش بیشتر بود یا امام سجّاد؟ کدام؟! خب امیرالمؤمنین بیشتر بود؛ پس [امیرالمؤمنین] امامتش بالاتر است؟! این قضیه به امامت کاری ندارد. این به مسائل ظاهری کار دارد، به مسائل عادی کار دارد. پس امیرالمؤمنین زورش بیشتر بود یا امام محمّدتقی یا امام علیّ نقی الهادی که در نُه‌سالگی یا یازده‌سالگی بنا بر نقلی به امامت رسیدند؟! [یا] همین امام زمان خودمان! می‌گوییم امامِ زمانِ «خودمان»! خب امام زمان برای ماست دیگر! برای همۀ عالم است! حالا ما [هم یکی‌ از آنها]! همین امام زمان ما چندسالگی به امامت رسید؟ حضرت پنج سالش بود! امیرالمؤمنین در چهل‌سالگی زورش بیشتر بود یا امام زمانِ پنج‌ساله؟! مگر همۀ افراد نگفته‌اند یک‌مرتبه دیدیم [پرده] کنار رفت، در باز شد، یک کودک پنج‌ساله‌ای آمد که جلال و ابّهت [او] چنان همه را گرفت که همۀ دهان‌ها بسته شد، [به‌طوری] که نتوانستند [چیزی بگویند]! یک کودک پنج‌ساله که دو ساعت قبلش پدرش امام عسکری علیه السلام را از دست داده، این امام زمان زورش بیشتر است یا امیرالمؤمنین؟! قدرت ظاهری [او] بیشتر است [یا امیرالمؤمنین]؟! مشخص است! حالا این قضیّه باعث می‌شود که علم امام زمان کمتر باشد؟! حضرت علمش کمتر است؟! ولایت حضرت از ولایت امیرالمؤمنین در ‌‌چنین سِنّی کمتر است؟! آن که یک عالَم دیگری دارد؛ به این مطالب و حرف‌ها ارتباط ندارد. ما از آنجایی که عقلمان در چشممان است و مُدرَکاتِ ما در همین مسائل ظاهر است، قضایای باطن را با مسائل ظاهر خلط می‌کنیم؛ هرکس قدّش بلندتر باشد، علمش هم بیشتر است! پس رستم هم باید خیلی [عالم باشد]! اینها نیست! اینها همه مسائل ظاهر است.

    1. أنساب الأشراف، ج ٢، ص ٢٣٩؛ بحار الأنوار، ج ٤٠، ص ١٢٥، با قدری اختلاف.
    2. همان.