
عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان
تشخیص حق و باطل با حجت عقل و فطرت
عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان
24چقدر این نامه، نامۀ خوبی است. باید این مسائل مطرح شود یا نباید بشود؟ باید شبهۀ او برطرف شود یا نباید بشود؟ باید در او فهم پیدا شود یا نباید پیدا شود؟ باید بشود! باید شروع کنیم، حرکت کنیم.
امیدواریم این مسائلی را که من گاهی میشنوم که با طرح مسائل مختلف، زمزمههایی میشود که «این حرف مخالف است و چه هست»، إنشاءالله بساط این خالهزنکبازیها و این تحجّرها و این الاغ پروردنها برچیده شود (من اسم این را «الاغ پروردن» میگذارم. پرورش الاغ!) و ما بتوانیم از این سفرهای که پهن میشود بیشتر استفاده کنیم.
حیف است واقعاً! حیف است واقعاً! بزرگی را داشتیم و او از دست رفت و داریم تحّسر میخوریم. حالا همین چند تا حرفی [که] مانده، به همینها بچسبیم. همین را بگیریم و خاکی بر سرمان کنیم؛ همین مطالبی و روشی که باقی مانده و همینهایی که از آن [مطالب] باقی مانده است.
مکتب علامۀ طهرانی، مکتب انسانساز و عاقلساز است
در مکتب ایشان [علامه طهرانی] انسان درست میکنند و عاقل تربیت میکنند. بنده از ایشان شنیدم که فرمودند: «عاقلترین مرد دنیا حضرت آقای حدّاد است.» در همان ازمنهای که ایشان حیات داشتند. عاقلترین! نگفتند مؤمنترین، نگفتند مقرّبترین؛ اینها که خب همه [وصف ایشان بود؛ اما گفتند:] «عاقلترین فرد ایشان است.» روش خودشان هم همانطوری که گفتم، روش فهم بود.
ما اینطور از ایشان یاد گرفتیم و قسم میخورم که اگر ما غیر از این از ایشان میدیدیم، من خیانت نمیکردم؛ همان را به رفقا میگفتم. اگر ما همان مکتبِ «ساکت شو» و «سرت را بالا نکن» و «چشمت را ببند» از ایشان میدیدیم، همان را میگفتیم؛ همان را مطرح میکردیم؛ ولکن ما غیر از این دیدیم. خلاصه آنچه را که دیدیم و تجربه کردیم، همان را راهِ هدایت یافتیم. اگر غیر از آن میدیدیم، اگر [نگوییم] از نظر ظاهر مخالفت کنیم، حدّاقل از نقطهنظر التزام قلبی ما چنین التزامی را نداشتیم.
