
عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان
تشخیص حق و باطل با حجت عقل و فطرت
عرفان، مکتب تعقل و آزادی بیان
10حضرت فرمودند [اینکه] من که داماد پیغمبر هستم، برای حق بودنم ملاک نیست! حتی من که شوهرِ حضرت فاطمۀ زهرا سیدة نساءالعالمین هستم، [این] هم برای [حق بودنم] ملاک نیست! ملاک حقّیّت مرا باید در غیر از این موارد جستجو کنید و بیابید؛ چرا من بر حق هستم؟! اول: رسول خدا مرا برای خلافت نصب کرده است؛ این یک. گیرم بر اینکه این [هم] نبوده است، علم من، فعل من، تصرّفات من، نمودِ من، مطالبی که مطرح میکنم، مسائلی که از من تراوش میکند، این مسائل را ببینید، بشنوید و با مبانی دینی که پیغمبر برای شما آورده مقایسه کنید، ببینید کدامیک از این دو منطبق با واقع است! اگر منطبق بود به آن عمل کنید، اگر منطبق نبود، منِ علی را کنار بگذارید.
لا یُعرَفُ الحَقُّ بأقدار الرِّجالِ! ببینید! امیرالمؤمنین نمیگوید: «الآن چون حکومت دست من است، پس بنابراین دیگر حرف، حرف من است و باید ساکت بنشینید، بیایید در این جنگ جمل [شرکت کنید]. نه! امیرالمؤمنین چه فرمود؟! فرمود: چه حکومت دست من باشد، که هست، [و] چه نباشد، که بیستوپنج سال نبوده، در هر دو حق با من است. در این بیستوپنج سال که من خانهنشین بودم و خلافت را غصب کرده بودند حق با من بود، و در همین موقعیّت فعلی که حکومت به دست من افتاده، باز حق با من است؛ در هر دو حق با من است. شما نباید با حقِ بودن مرا با موقعیّت فعلی من لحاظ کنید، اگر لحاظ کنید به چشمتان عمل کردهاید. چون نشستهام و امر و نهی میکنم، پس رفتهام دو متر از مردم بالاتر در مقام استعلا؟! این حق چه میشود؟ میشود حق اعتباری، میشود مَجاز! میشود آنچه جاهای دیگر هست. فایدهای ندارد!
لا یُعرَفُ الحَقُّ بأقدار الرِّجالِ! از آنطرف، شما وقتی که نگاه میکنی میبینی زن پیغمبر است؛ سالها پیغمبر با این بوده، نزدیکترین افراد به پیغمبر است، با رسول خدا همنشین بوده است. حضرت مطالبی که به زنش میگوید، به کسی دیگر نمیگوید. اسراری که به اهل منزل گفته میشود [به دیگری گفته نمیشود]. زوجۀ رسول خدا، یک لقب امّالمؤمنین هم پیدا کرده، پس بنابراین مطلب تمام است! نه، این هم غلط است!
