
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرمودهاند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره میفرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و همنشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی میداند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خوابها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل میداند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژهای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره میفرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
توضیحات:
مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرمودهاند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره میفرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و همنشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی میداند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خوابها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل میداند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژهای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره میفرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
27حَجّة الاسلام که یک حج واجب است، چطور امام علیه السلام میفرماید: یک بچۀ ده ساله اگر حج انجام بدهد، حجة الاسلام را انجام داده است؟! یعنی چه؟ یعنی اگر یک بچۀ ده ساله حج انجام بدهد و بعد فوت کند، در روز قیامت این را در صفّ افرادی که حج ابراهیم را انجام داده[اند] قرار میدهند. این معنا معنای روایت است!
حالا آقایان چه فتوا میدهند؟! [میگویند:] تمام این عبادات همه تکراری [تمرینی] است. عجب! یعنی عبادتی که بچۀ ده ساله میخواند، برای تمرین خوب است. [یعنی همانطور که] آدم صبح بلند میشود یک خرده خمیازه میکشد اینطوری نرمش میکند! این [بچه] هم بلند شود تمرین کند که وقتی به سن بلوغ میرسد در ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ گیر نکند! در ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ از آنجاش صدا در بیاد! در اینجا [گیر نکند]! این [بچه] تمرین بکند تا در همان ثانیۀ اوّل بلوغ! همان ثانیه! ـ بعد از مشاهدات [علائم بلوغ] ـ آنجا یک وقتی از نظر حکم شرعی گیر نکند! این عبادت، عبادت بچه میشود!
ولی امام صادق چه میگوید؟! میگوید: تمرین چیست؟! عادت چیست؟! آقا! این بیچاره رفته حج انجام داده است! واقعاً رفته [است] حج انجام داده [است]، آن نورانیت حج در دل او رفته [است]! کجا تمرین [حساب میشود]؟! نماز خوانده [است]! نماز! آن نماز را من در سن پنجاه و دو سالگی میخوانم ، این هم در سن ده سالگی خوانده [است]؛ هر دو خواندهایم. منتها حالا [اگر] او نخواند دیگر [او را] کتک نمیزنند [ولی] من نخوانم، من را کتک میزنند! فرق این است! ولی هر دو نماز خواندهایم.
الآن این آبی که در اینجا هست، بنده میخورم، ـ خب خیلی تشنهام هم شده، یک ساعت و خردهای دارم [صحبت میکنم] ـ این آب را دارم می خورم اگر یک بچۀ دو سالهای هم باشد او هم آب میخورد؛ آیا الان دو تا آب بوده؟ چون بنده در این سن هستم [و] این آب را خوردم با این [آبی] که الآن این [بچه] میخورد، فرقی میکند؟ نه! یکی است! آب یکی است! هم من میخورم رفع عطش میشود [و] هم این بچۀ سه ساله میخورد او هم میخورد رفع عطش میشود. کجای آن تمرین است؟! ببینید امام علیه السّلام آمده در اینجا دارد بیان میکند: «قَضیٰ حَجّة الاسلام»1 بچۀ ده ساله وقتی حج انجام میدهد، حَجّة الاسلام انجام داده است. منتها بزرگ که شد، چون تکلیفِ مجدد میآید، باید بر طبق تکلیف انجام بدهد. حالا کدام یک از نظرات این دو طیف موافق با نظر امام صادق است؟! نظر عرفا که میگویند همان حج واقعی را این [بچه] انجام داده [است] یا نظر آنهایی که میگویند این [حج] برای تمرین است؟! کدام یک از دو تا؟!
- من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 435:
