اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

و آداب برگزاری جلسات

16٬951

مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرموده‌اند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره می‌فرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و هم‌نشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی می‌داند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خواب‌ها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل می‌داند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژه‌ای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره می‌فرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

توضیحات:

مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرموده‌اند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره می‌فرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و هم‌نشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی می‌داند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خواب‌ها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل می‌داند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژه‌ای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره می‌فرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

18
  • علت تاکید اولیای الهی به علم‌آموزی

  • اینکه مرحوم پدر ما، بزرگان، اولیا همه می‌گفتند: درس بخوانید، برای این بود که امروز سر ما کلاه نرود! [و اگر] با ظواهر و با ریش‌های بلند و عمامه‌های بزرگ بیایند و یک اظهار نظری بکنند، ما خودمان را گم نکنیم! با دو تا خواب و مکاشفه بیایند [و بخواهند] راه ما را عوض کنند، دست و پای خودمان نلرزد!

  • حکایتی از انحراف در مکتب علامه طهرانی

  • در زمان بعد از مرحوم آقا، افرادی بودند [که] آن‌چنان شیطان آمده بود بر آنها مسلط شده بود و آن‌چنان مکاشفه‌هایی کردند که اگر نبود این که در دست ما حجت شرعی بود، ما هم در همان دام افتاده بودیم و هلاک شده بودیم. برای خودِ من از طرف آقا پیغام می‌آوردند [و] می‌دیدم [که] عجیب است، مطلبی را که هیچ ‌کس خبر ندارد این آمده است [و] دارد خبر می‌دهد، پس راست می‌گوید! [می‌گفتند:] به فلانی بگویید این کار را بکند. گفتم: عجب!

  • بعد دو سه ‌تا قضیّه که نقل کردند، متوجه شدم کجای آن [ایراد دارد]! 

  • [به] آن شخصی که حکم واسط را [داشت] گفتم: [بگو] بروید از آقا این دفعه این سؤال را بکنید ـ یک سؤالی که آنجا دیگر شیطان نمی‌تواند بیاید - بگویید راجع به این قضیّه چه کنم؟!

  • رفت سؤال کرد، گفت: ایشان سکوت کردند! 

  • گفتم: پس خودتی! حالا که این‌طور است برو به آن آقا ـ به همانی که دیدی ـ بگو که پس خودتی. قضیّه تمام شد!

  • بعد، مکاشفۀ بعد چه شد!؟ [گفت بود:] دیگر دنبال این آقا نرو!

  • گفتم: ها! خوب به آن جای او خورد! مثل اینکه این خیلی عالی بود، حال او جا آمد! برای چی؟! [برای اینکه] ما راه را بستیم!

  • نهی بزرگان از پرداختن به مکاشفات و خواب‌ها

  • اینکه مرحوم آقا این‌قدر در کتاب‌های خود و صحبت‌های خود می‌گفتند که مکاشفات و اینها می‌آید و رهزن است [بی‌دلیل نبوده است]. [شیطان] می‌آید، می‌آید جلو [و] هشت تا را درست می‌گوید، برای چه؟ برای آن دو تای آخر. این کسانی که همه گول خوردند، برای چه بود!؟ نه اینکه از اوّل دروغ بگوید. [مثلاً] الان[که شب است را] شما مکاشفه کنید [که] روز است. خب معلوم است [که] دروغ است؛ ! خب [معلوم است] شب است. ولی می‌آید برای شما مکاشفه [یا] خواب و این حرف‌ها [که] در خانه فلان قضیه اتفاق افتاده [است.] عجب! فردا می‌بینی [که] درست است!عجب! درست است دیگر! درست هم هست!

/ 222