
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
و آداب برگزاری جلسات
مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرمودهاند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره میفرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و همنشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی میداند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خوابها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل میداند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژهای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره میفرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
توضیحات:
مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرمودهاند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره میفرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و همنشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی میداند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خوابها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل میداند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژهای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره میفرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.
اهمیّت و جایگاه علمآموزی در سیر و سلوک
14اختلافات بعد از فوت علامه طهرانی و دلیل آن
بعد از فوت مرحوم آقا ایرادی که به بنده گرفته بودند این است که تمام برادران و خواهران و والدۀ ایشان همه مخالف ایشان هستند، پس ایشان بر باطل است و حق با آنها است! بهبه بهبه!! ما این را از پدرمان یاد گرفتیم؟! ببینید مطلب چیست؟ از دایرۀ تعقّل مطلب خارج میشود!
چون برادران و خواهران مخالف هستند پس حق با آنها است!! آیا عقل این را میگوید؟! [آیا] عقل میگوید که در یک جریان، در یک قضیّه، معیار کثرت افرادی است که قائل به یک مسئله هستند! خب حالا اگر در این قضیّه ما یر به یر1 بودیم، چه میفرمودید؟ چهار تا اینجا [و] چهار تا آنجا[بودند]! این چه میشود؟ قضیه مشکوکه میشود! حالا اگر ما پنج تا بودیم پس دیگر ما بُردیم. مگر حق کِشیمنی2 باسکول است که روی آن بایستیم ببینیم این سنگین است [و] آن [سبک]؟! این حرفها نیست! حتّی این را خدمت شما بگویم [که] من هم حتی اگر به آن طرف میرفتم، باز هم بر باطل بود! حتی [اگر] من هم میرفتم! من هم یکی مثل بقیّه چه فرق میکنم؟ مگر حق منوط به من است! مگر حق در جایی است که من باشم؟! مگر حق حجّیتش منوط به این است که من اجازه بدهم؟ نه!
من یک بشری مثل سایر بشرها هستم [که] اشتباه میکنم [همان طور که] کار درست هم انجام میدهم. اینطور نیست که همۀ کارهای من اشتباه باشد! نخیر! اینطور هم نیست که همۀ کارهای من هم درست باشد! آن هم نخیر! آن کسی که همۀ کارهای او درست است، الآن فقط یک نفر است؛ فقط یک نفر در دنیا است. بقیّه، همهمان اشتباه میکنیم، کار درست هم میکنیم خدا هم إنشاءالله از ما میگذرد [البته] اگر عناد نداشته باشیم و غرض نداشته باشیم. مسئله این نیست!
در همدان و جاهای دیگر رفتند [و] گفتند: علت اینکه ایشان بر باطل است، این است که والدهاش آمده چه کار میکند از ایشان تبعیّت نمیکند از کسان دیگر تبعیّت میکند و این دلالت بر بطلان است!
- کنایه از مساوی بودن
- .وزن کردنی
