اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

و آداب برگزاری جلسات

16٬951

مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرموده‌اند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره می‌فرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و هم‌نشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی می‌داند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خواب‌ها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل می‌داند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژه‌ای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره می‌فرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

توضیحات:

مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرموده‌اند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره می‌فرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و هم‌نشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی می‌داند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خواب‌ها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل می‌داند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژه‌ای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره می‌فرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

13
  • گفتند بله! 

  • گفت: حالا که گفتید: بله پس این علی بر شما بعد از من ولی خواهد بود. مطلب تمام! یعنی هیچ شبهه‌ای در آن نیست، هیچ ابهامی در آن نگذاشت. رسول خدا به اندازۀ سر سوزنی نگذاشت در این قضیّه ابهام [بماند.] همین‌که از دنیا رفت، آمدند [و] رفتند سقیفه بنی ساعده [را] تشکیل دادند! آقا عقل داری، تو که گاو که نیستی! عجب! [هنوز] دو ماه [بیشتر] از این قضیّه نگذشته [است!] همین دیروز بود! تو هم جلوی چشمت بود، [تو] پنج متری پیغمبر بودی ، این حرف‌ها را هم اوّل تو شنیدی! خب کجاست؟! این «الست اولی بکم من انفسکم» پس کجا رفت!؟ 

  • [می‌گوید:] اینها دارند [به] سقیفه می‌روند، برویم ببینیم چه چیزی است؟ زهرمار و چه چیزی است. عجب! [اگر] الآن همین پیغمبر که جنازۀ او افتاده است یک دقیقه بلند شود و بایستد و یقه‌ات را بگیرد و [بگوید:] کجا داری می‌روی؟! کجا داری می‌روی؟! تو دو ماه پیش [در غدیر]، بودی یا نبودی؟! همین دیروز ـ چرا دو ماه پیش ـ همین دیروز! دیروز که در مسجد مدینه آمدم [و] دستم را ابوالفضل و علی گرفتند و فضل بن عبّاس و علی آمدند [و] برای شما صحبت کردم. [مگر همین] دیروز نگفتم که «انی تارکم فیکم الثقلین»1؟! چرا حالا دو ماه پیش [را بگوییم.]

  • این معنای [عقل] است. در اینجا است که عقل به عنوان یک حجت باطن همراه با انسان مطلب را تمام می‌کند. جای شک و شبهه نمی‌گذارد؛ دو دو تا چهار تا! رسول خدا حجت است از ناحیۀ خدا؛ او علی را گذاشته است پس بنابراین علی مقدم است ولو اینکه تمام دنیا در این طرف بایستد. دو دو تا چهار تا تمام شد و رفت. دیگر سقیفه برای چه بروم؟! چون حالا ابوبکر آنجا ایستاده است، من برای چه بروم؟ چون این رفته [است]! مگر او پیغمبر است و مگر کلام این حجت است!؟ 

  • الآن افراد و رفقایی که در اینجا هستند [اگر بر فرض] دل آنها بخواهد [که] امشب نماز عشا را پشت به قبله بخوانند.‌ دلشان بخواهد، حالا دنگشان گرفته! [بگویند] این همه رو به قبله خواندیم حالا یک دفعه هم می‌خواهیم پشت به قبله بخوانیم! حالا بنده که وارد می‌شوم [و] می‌بینم [که] همه پشت به قبله هستند، من هم باید بروم [و] پشت سر [اینها] بایستم؟! لعلّ اینکه اینها اشتباه می‌کنند [مثلا] قبله را اشتباه به آنها گفته‌اند ـ نمی‌خواهم بگویم عمد بوده، اشتباه بوده ـ من که می‌دانم چرا؟! من که الآن تشخیص می‌دهم که قبله به این طرف است، من چرا بایستم وقتی میبینم [اشتباه است]؟! [می‌گویند:] آقا آقا نگاه کن صد تا از رفقا و اینها رفتند، خب مگر می‌شود؟! خب بله، بله آقا! صد تا از رفقا اشتباه می‌کنند! دویست تا از آنها هم اشتباه می‌کنند، صد هزار تا از آنها هم اشتباه می‌کنند! 

    1. جهت اطلاع بیشتر پیرامون این داستان رجوع شود به امام شناسى، ج ‌13، ص 123.
/ 0