
تأکید بزرگان بر فراگیری علوم و معارف اهلبیت
و دستورات آنان به طلاب
تأکید بزرگان بر فراگیری علوم و معارف اهلبیت
13هچنین کتابها و نوشتجات دیگر: نامههای مرحوم بیدآبادی، نامههای مرحوم آقا سید احمد [کربلایی]، نامههای مرحوم آخوند ملاّحسینقلی همدانی، نامههای مرحوم شیخ محمد بهاری،1 نوشتجات سایر بزرگان مانند تذکرة الاولیای عطار، طرائق الحقایق و سایر کتبی که در این زمینه هست. همۀ اینها اولیای الهی بودند و تمام حرفهای اینها منبّه است.
شما یک حکایتی را [انتخاب کنید و بگویید]! منبابمثال:
نزد مرحوم شیخ ابوسعید ابوالخیر آمدند و گفتند: «خواجه مظفّر حمدان در نوقان میگوید که اگر شیخ ارزن است، ما خروار هستیم و اگر قطره است ما دریا هستیم!» ایشان گفت: «بروید به آنها بگویید که ما همان ارزن و قطره هم نیستیم!»2
لذا خیلی راحت مسئله را حل کرد.
کیفیت و زمان برگزاری جلسه شب سهشنبه
خب ببینید همین حکایت [چقدر معنا دارد]! بیاییم همین حکایت را در ضمن مطالبی که باید صحبت شود بگوییم.
دنبال این هم نباشیم که: «آقا ما قابل نیستیم!» و آن یکی هم بگوید: «ما قابل نیستیم!» نه آقاجان، همۀ ما قابل هستیم! چه کسی گفته قابل نیستیم؟! و هیچکداممان هم قابل نیستیم! خیلی راحت! بلکه ما میآییم و مطالب بزرگان را بهعنوان حدیث نفس نقل میکنیم تا به آن عمل کنیم، چیز دیگری نیست. معنای «عندَ ذِکرِ الصّالِحینَ تَنزِلُ الرَّحمَة»3 همین است دیگر! من که در اینجا میآیم و از امام باقر نقل میکنم، حال بنده امام باقر را شناختهام؟! من که میآیم روایت امام صادق و امام رضا را نقل میکنم، مگر بنده آن حضرات را شناختهام؟! خُب بگویم: «آقا، من که امام رضا را نشناختهام، برای چه بیایم بگویم؟!» نشناختی که نشناختی! امام رضا گفته بیا بگو، شاید اینجا دو نفر باشند و بهتر از تو بفهمند! تو فقط یک واسطه و وسیلۀ برای گفتن این مطلب هستی! بنابراین همۀ ما مثل هم هستیم.
لذا یکوقت توقع نشود که مثلاً: «ما قابل نیستیم!» نه آقا، بحث اینکه «ما قابل نیستیم» نیست، بلکه صحبت این است که مطالبی که بهواسطۀ مطالعه و سمعیّات و بصریّات و [تجربیات] برای انسان کشف میشود را دوستانه و رفیقانه نقل کند، نه خطابانه! خطابه برای منبر است! بلکه دوستانه و رفیقانه این مطالب را بگوید.
- . رجوع شود به تذکرة المتقین، ص 117 ـ 237.
- . اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابی سعید، ص 115 با قدری اختلاف؛ تذکره الأولیاء عطار، ص.704.
- . بحار الأنوار، ج 90، ص 349.
