
تأکید بزرگان بر فراگیری علوم و معارف اهلبیت
و دستورات آنان به طلاب
تأکید بزرگان بر فراگیری علوم و معارف اهلبیت
11اگر رفقا بتوانند هر شب هم جلسه داشته باشند سزاوار است! ولی ما دیگر بیش از این نمیتوانیم بگوییم، چون مردم زن و بچه و کار دارند؛ نمیتوانیم بگوییم آقا هر شب بیایید جلسه تشکیل دهید! لذا غیراز عصر جمعه، حدّاقل یک شب دیگری در وسط هفته قرار دادیم تا اینها با هم جمع شوند و یکدیگر را ببینند و همین دیدن، موجب تأیید آنها و تقویت آنها و اشتداد در ثبات و قوّت مسیر آنها باشد.
این نفس در اوایل کار احتیاج به یکهمچنین ممارستی دارد، حالا بعد که خودش توانست روی پای خودش بایستد، اگر ندید هم ندید! آن فرد دیگر خودش تشخیص میدهد که آیا به آن مرتبۀ از استقامت رسیده یا هنوز نرسیده است. بنده خودم میگویم که نسبت به این قضیّه هنوز نرسیدهام و نیاز دارم؛ ما واقعاً در راهمان نیاز به رفیق داریم و این را هم از باب شکسته نفسی و [تواضع] نمیگویم، چون من اهل شکسته نفسی نیستم! نهخیر، بنده حقیقت مطلب را میگویم! بنده خودم به رفیق و صحبت با او نیاز دارم و البتّه برای این مسئله هم حدودی قائل هستم؛ بالأخره هر شخصی کار و برنامه و روشی دارد و این هم جزو مسئله است.
روش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با رفیق
اینطور نیست که تمام مطلب انسان فقط همین باشد! نه، انسان درس دارد، بحث دارد، اشتغالات دیگر دارد، و همانطوریکه اینها نباید باعث شود که ارتباط انسان با رفیق کم شود، ارتباط با رفیق هم باید در حدّی باشد که غلبۀ بر اشتغالات و [درس] نکند و فقط در حدّ شارژ شدن و استمداد باشد و بهعنوان یک اصل جلوی مطالعه و بحث و درس انسان را نگیرد! آن هم کلاه سر گذاشتن، و غلط است.
طلبه باید به درس و مباحثه و مطالعۀ خود برسد و هرچه به اینها برسد بهتر است.
مرحوم آقا میفرمودند:
در زمان ما هم همه دنبال گعدهها میرفتند! شاگردان علامه طباطبائی1 از آنطرف اسفار میخواندند، از اینطرف هم شبها گعده داشتند و مدام میگفتند: «آقا سید محمدحسین، بیا در جلسۀ ما!» اما من میگفتم: این درسی را که امروز خواندهام باید امشب مطالعه کنم.
- . حال اسم نمیبرم که چه کسانی بودند.
