
مسئولیت طلاب علوم دینی در دفاع از مکتب تشیع
و تبیین برخی ابعاد برنامه آنان
مسئولیت طلاب علوم دینی در دفاع از مکتب تشیع
12و اگر کسی بخواهد بهدنبال این برود که فرضاً: «بروم ببینم فلانی که رفته یک دوچرخهای خریده از کجا خریده است و پولش را از کجا آورده است!» بداند که آنموقع شیطان بر افکار او حکومت میکند! اینها مسائل حیاتی است و این مسائل و این حرفها را ائمّه زدهاند که: آقا کاری به کار کسی نداشته باش و راه خودت را برو!
فردی سوار اتوبوس میشود و میخواهد برود: «آقا کجا میخواهی بروی؟ میخواهی به طهران بروی یا کرمانشاه؟» به تو چه مربوط است؟! به تو چه ربطی دارد؟! میرود. اگر دلش خواست به تو میگوید و اگر هم نخواست نمیگوید.
این «در مقام برآمدن» یعنی انحراف از خط! اگر صد میلیون سال ذکر بگویید، یک قدم جلو نمیروید! اینکه ما مدام میگوییم: «روایت! روایت!» خیال میکنید شوخی میکنیم! نه آقاجان! اینها اصول زندگی و حیات انسان است. بیاییم روایاتی که ائمّه بیان کردهاند را دستهبندی و بیان کنیم و یکییکی به آنها عمل کنیم.
اینکه: «الآن در خانۀ فلانی این است! از کجا آورده است؟ آیا کسی به او داده یا خودش خریده است؟» به تو چه ربطی دارد که از کجا آورده است؟! همۀ اینها [غلط است]! درعینحال میگوییم ما عالم هستیم و سالک هستیم و فلان هستیم! اینها مطالب اساسی است و آن نفسی که در این حال و هوا است، یک سر سوزن جلو نمیرود؛ اگر از اینجا تا سقف مطلب در سینۀ خود جمع کند، بهاندازۀ دو قَران جلو نمیرود!
و نیز مطالبی که مربوط به روایات و حکایات تاریخی است، قضایایی که اتفاق افتاده و قضایای اساسیای که برای ما و برای حیات ما جنبۀ کلیدی دارند، مطالبی است که باید به آن برسیم.
تشریح برنامۀ جامع درسی و علمی طلاب
از مدتی پیش در نظر من این بود که یک تغییر و تحولی به وضعیّت خودمان بدهیم و راه رفته را تجربه کنیم، نهاینکه دوباره آن راه را برویم! بلکه از راه رفتۀ دیگران برای بهبود وضعیّت خودمان استفاده کنیم و از وقت و عمرمان استفاده کنیم. چه اشکال دارد که روشی در پیش بگیریم که موجب شود بعد از گذشت دَه سال، حسرت اوقات از دست رفته را دیگر نخوریم؟!
