
وظایف طلاب علوم دینی
وظایف طلاب علوم دینی
18ما چند روز پیش به منزل یکی از افراد رفته بودیم و همین امشب ایشان از طهران به دیدن ما آمده بود. شخص غریبهای است! البته مرا میشناخت و دیده بود. طبعاً آنجا صحبتی میشود و مسئلهای مطرح میگردد، و بعد از ناحیۀ او اظهار اشتیاق میشود. آنوقت تازه نگاه میکنیم که آیا این شخص آمادگی دارد یا ندارد! اینطور نمیشود که هر کسی از راه میرسد بگوییم: «آقا بلند شو بیا در مجلس ما!» مگر اینجا هیئت است؟! مگر ایجا دستۀ سینهزنی است؟! آمدن در اینجا شرایط و آمادگی میخواهد! افرادی هستند میآیند و بعد از یک مدت میروند، چون نمیتوانند تحمل کنند و آن مطالب را [هضم] کنند!
عواقب دعوت افراد غیر مطلع به مجالس
یکی از افراد بود که مدتی در مجالس شرح حدیث عنوان بصری شرکت میکرد. یک روز من این مطلب را میگفتم که: ما فقط از چهارده معصوم تبعیت میکنیم و از کس دیگری تبعیت نمیکنیم! این شخص ـ که نسبت به بعضیها خیلی ارادت داشت ـ گفت: «آقا، یعنی شما میگویید به مطالبی که حضرت امام گفتهاند توجه نکنیم؟!» گفتم: ایشان برای شما «حضرت امام» است، برای ما «آیةالله خمینی» است! لذا این شخص رفت و دیگر نیامد! خدا خیرش بدهد.
یعنی اینطور نیست که همۀ افراد بتوانند این مسائل را تحمل کنند! گفتم: «حضرت امام» برای شما است! امامان ما دوازه نفر هستند و چهارده معصوم هم بیشتر نداریم؛ حال اگر «حضرت امام» شما معصوم است و از امیرالمؤمنین و امام حسین نیز بالاتر است، خُب تشخیص شما است و خودتان میدانید! این دیگر به ما مربوط نیست. در مکتب شیعه باید فقط از این چهارده نفر اطاعت کرد، بقیّۀ افراد همه باید دلیل بیاورند! میگوییم: آقا این کار را به چه دلیل کردی؟ لذا «من گفتم» نداریم! ما این را نداریم!
من بعد از مرحوم آقا سراغ یک شخصی رفتم و گفتم: «آقا، این حرفی که شما میزنی به چه دلیل است؟» ایشان گفت: «من اینطور میبینم!» گفتم: «خُب شاید اشتباه میبینی!» در پاسخ ماند! خب اگر شما میبینی من هم میبینم! پس چه شد؟! یکی من و یکی هم شما چوب دست بگیریم و بر سر یکدیگر بزنیم! تو میگویی: «من میبینم!» و من هم میگویم: «من می بینم!» درحالیکه من باید برای رؤیت خودم دلیل بیاورم و بگویم: «من به این دلیل میبینم و دلیل پشت آن هم این است! شما چطور؟» اما ایشان قبول نکرد، لذا بین ما فاصله افتاد. شوخی هم نداریم و این قضیه در هر موردی هست.
