وظایف طلاب علوم دینی
9ولی خوش بودیم، آنهم چه خوشی! واقعاً خوش بودیم! یعنی در آن وقتیکه من تحصیل میکردم، اگر دنیا را به من میدادند جدّاً نمیپذیرفتم! یعنی آن حلاوتی که از درس و مباحثه و رسیدن به مطالب برایم حاصل میشد و اینکه میدیدم چه افقهایی در جلوی دیدگان ما باز شده و باید به آن افقها رسید [باعث میشد که این مسئله را با دنیا عوض نکنم]! افقهایی که الآن بعد از مرحوم آقا تازه دارد بهدرد ما میخورد و میتواند در نبود بزرگان دستگیر انسان باشد. من این افقها را در آن موقع که مطوّل و رسائل میخواندم بهاجمال میدیدم و مدام برای رسیدن به این افقها و چشماندازهای در مقابل خود احساس وَلَع میکردم که: «کی میرسد؟! کی وقت آن میشود؟! اگر جایی مطلبی هست برویم دسترسی پیدا کنیم تا بتوانیم یک مقداری خودمان را نزدیک کنیم!» لذا این مسئله از یک طرف، و از یک طرف هم تربیت بزرگان و اولیای خدا دست به دست هم میدهد و مطالب را برای انسان روشن میکند.
تأکید حضرت حداد بر اتقان در درس
مرحوم آقا میفرمودند: «این قضیه دیگر تکرار شدنی نیست!» لذا به شما گفتم که در همانوقتی که از مکّه به کربلا مراجعت کرده بودیم، طی دو ملاقات خصوصی که من با آقای حداد داشتم، در هر دو بار ایشان به من میگفتند:
فلانی، در دَرست إتقان کن!1
یعنی: «محکم بخوان!» در هر دو بار همین مطلب را فرمودند! درحالیکه آقای حداد را به این درسها چه؟! آقای حداد یک عارف بود! حتی عبارات دعا را که میخواند، گاهی مبتدا را منصوب و مضافإلیه را اعراب دیگری میداد؛ یعنی غلط نحوی و صرفی داشت! التفات کردید؟!
ولی این عارف میداند مسئله چیست! بهجای اینکه بگوید: فلانی، روزی اینقدر ذکر بگو و راه خدا برو و ... ـ البته اگر گفته بودند هم ما اهل عمل نبودیم! شاید هم دیدند این مطالب بهدرد ما نمیخورد، لذا ما را در این فضا انداختند! ـ در تمام این دو جلسه به ما فرمودند: «فلانی، در درسها إتقان کن! إتقان کن! إتقان کن!» سه بار! و یا فرمودند: «إحکام کن!» در هر دو مرتبه! بعد فرمودند:
- . من درست متوجه نشدم! یا فرمودند: «إتقان کن» یا «إحکام کن» که البته هر دو صحیح است.

