وظایف طلاب علوم دینی
11مرحوم آقا رفتند درس بخوانند تا خودشان بفهمند که امام صادق چه فرموده، خودشان بفهمند که حضرت سجاد چه فرموده، خودشان بفهمند که امام حسن مجتبی چه فرموده، خودشان بفهمند که امام حسن چه بوده و چه کرده است!1 اگر فهمیدند، آنوقت میتوانند خودشان را جای امام حسن و امام سجاد بگذارند! این برای چیست؟ برای علم است.
پس طلبه باید در وهلۀ اول بهدنبال این باشد که خودش را به امام برساند. شما نباید به من نگاه کنید و ببینید که من چه میگویم و نظر من چیست، نه! شما باید ببینید آیا این حرفی که من میزنم، با آن مبانیای که خودتان پذیرفتهاید منطبق است یا نه! من این را از شما میخواهم.
ارتباط و رفاقت بر پایه مبانی مکتب
میدانید که ارتباط من با رفقا همیشه بر این روش بوده است. لذا خیلی از رفقا به من ایراد وارد میکنند و اصلاً روش من همین است و غیر از این نیست! در همین جلسۀ خانمها که اخیراً در طهران بودیم، صریحاً به من ایراد وارد کردند! البته در لفافه، ولی حرفها صریح بود.2 به جان شما، همینطور که الآن دارم با شما حرف میزنم، به همین راحتی هم آنجا حرف زدم! انگار نه انگار اصلاً کسی به من اعتراض و انتقاد کرده است! آمدند صحبت کردند و اشکال وارد کردند؛ من هم بلند شدم و ـ آرام ـ صحبت کردم و گفتم: «من این هستم و فهم و بینش من این است! هر کسی بهتر میداند خب برود!» نه عصبانی شدم و نه به من برخورد! به همان خدای لا شریک له به من برنخورد! قسم خوردم! و ای کاش همه ایراد وارد میکردند!
اولاً: اینها هم افرادی هستند مانند من! چه تفاوتی میکند؟! همانطوریکه خدا به من یک فهمی داده، به اینها هم داده است.
ثانیاً: مگر ما کامل هستیم که اگر فردی به ما ایراد وارد کرد به ما بربخورد؟! لعلّ اینکه این ایرادی که وارد میکند، بر من وارد باشد و من عیب و نقصم را رفع کنم! مگر اشکال دارد؟! هان! مگر اشکال دارد؟! نه، هیچ اشکالی ندارد و اصلاً همه همینطور هستند.
- . سالک آگاه، ص 66.
- . نرمافزار کیمیای سعادت، متن جلسات پرسش و پاسخ، جلسۀ 13، ص 144.

