اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد و بررسی قول عامه در عدالت مطلق صحابه

18٬448
جلسات

ترجمۀ بعضی از آیات سوره آل عمران. هدایت به‌سوی صراط مستقیم فقط با تبعیّت از قرآن و رسول خدا. برداشت‌های غلط و سلیقه‌ای از قرآن، در صورت جدایی از سنّت پیغمبر. علّت تمرّد شیطان. پیدایش بهشت و جهنّم با خطاب ﴿اُسجُدوا﴾. قبول داشتن قرآن یعنی عمل به کلام مفسّر و مبیّن حقیقی قرآن. میزان حق چیست؟. کلام رسول خدا میزان برای بروز باطن افراد. فِسق ولید در بیان صریح قرآن؛ و عدالت وی در نزد عامّه با ادلّۀ واهی. قول عامّه بر عدالت مطلق صحابه و ادلّۀ ردّ آن. جعل حدیث به‌وسیلۀ بعضی از صحابه. تمرّد بعضی از صحابه در جنگ تبوک از امر پیغمبر. ادلّۀ ردّ قول عامّه بر عدالت مروان. واقعۀ حرّه در مدینه (ت). جعل روایت دربارۀ خلقت توسّط ابوهریره بر خلاف نصّ قرآن. ایرادات وارده بر روایتی جعل شده توسّط ابوهریره. عدم تمکّن عامّه از جواب به خلاف‌ها و جعل‌های صحابه. اختلاف بعضی از علمای عامّه درخصوص ایرادات وارده بر خودشان. اکتفا بر قرآن و کنار گذاشتن کلام رسول خدا، علّت اختلافات عامّه. ردّ احمد امین مصری بر «حسبنا کتابَ اللَه» در کتاب یوم الإسلام. کتب ابوریّه در انتقاد بر آراءِ عامّه و لزوم مطالعۀ آن برای طلاب. ملاقات مرحوم آیة اللَه سید مرتضی عسگری و ابورریّه در مصر. انتقاد ابوریّه به ابوهریره و احترام ایشان به امیرالمؤمنین علیه السّلام. کلام ابوریّه در ردّ عامّه و ردّ عدالت صحابه. اعتراض به عدالت صحابه. عدم قبول کلام بدون دلیل در جامعۀ فعلی. موشکافی نمودن مطالب توسّط محقّقین جامعۀ امروز. شکسته شدن انحصار مذاهب اربعۀ عامّه در جامعۀ امروز. مسدود کردن باب اجتهاد، ضربه‌ای بزرگ به اسلام. اسلام، دین فکر و تعقّل و تأمّل. امیرالمؤمنین علیه السّلام: «نگذارید که جماعتی سبقت به قرآن بگیرند!».

نقد و بررسی قول عامه در عدالت مطلق صحابه

توضیحات:

ترجمۀ بعضی از آیات سوره آل عمران. هدایت به‌سوی صراط مستقیم فقط با تبعیّت از قرآن و رسول خدا. برداشت‌های غلط و سلیقه‌ای از قرآن، در صورت جدایی از سنّت پیغمبر. علّت تمرّد شیطان. پیدایش بهشت و جهنّم با خطاب ﴿اُسجُدوا﴾. قبول داشتن قرآن یعنی عمل به کلام مفسّر و مبیّن حقیقی قرآن. میزان حق چیست؟. کلام رسول خدا میزان برای بروز باطن افراد. فِسق ولید در بیان صریح قرآن؛ و عدالت وی در نزد عامّه با ادلّۀ واهی. قول عامّه بر عدالت مطلق صحابه و ادلّۀ ردّ آن. جعل حدیث به‌وسیلۀ بعضی از صحابه. تمرّد بعضی از صحابه در جنگ تبوک از امر پیغمبر. ادلّۀ ردّ قول عامّه بر عدالت مروان. واقعۀ حرّه در مدینه (ت). جعل روایت دربارۀ خلقت توسّط ابوهریره بر خلاف نصّ قرآن. ایرادات وارده بر روایتی جعل شده توسّط ابوهریره. عدم تمکّن عامّه از جواب به خلاف‌ها و جعل‌های صحابه. اختلاف بعضی از علمای عامّه درخصوص ایرادات وارده بر خودشان. اکتفا بر قرآن و کنار گذاشتن کلام رسول خدا، علّت اختلافات عامّه. ردّ احمد امین مصری بر «حسبنا کتابَ اللَه» در کتاب یوم الإسلام. کتب ابوریّه در انتقاد بر آراءِ عامّه و لزوم مطالعۀ آن برای طلاب. ملاقات مرحوم آیة اللَه سید مرتضی عسگری و ابورریّه در مصر. انتقاد ابوریّه به ابوهریره و احترام ایشان به امیرالمؤمنین علیه السّلام. کلام ابوریّه در ردّ عامّه و ردّ عدالت صحابه. اعتراض به عدالت صحابه. عدم قبول کلام بدون دلیل در جامعۀ فعلی. موشکافی نمودن مطالب توسّط محقّقین جامعۀ امروز. شکسته شدن انحصار مذاهب اربعۀ عامّه در جامعۀ امروز. مسدود کردن باب اجتهاد، ضربه‌ای بزرگ به اسلام. اسلام، دین فکر و تعقّل و تأمّل. امیرالمؤمنین علیه السّلام: «نگذارید که جماعتی سبقت به قرآن بگیرند!».

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی قول عامه در عدالت مطلق صحابه

13
  • من رفتم مصر و [اَبورَیّه] مریض بود و می‌رفتم در بیمارستان عیادت او؛ و بعد از چند روز هم فوت کرد. او این‌قدر از دست عایشه عصبانی بود که صریحاً او را لعن می‌کرد!

  • سنّی است، امّا عایشه را لعن می‌کند! می‌دانید عایشه در میان سنّی‌ها چقدر قیمت دارد؟! اوّلین زنِ مقدّس و ملکوتی است! اگر کسی در قوّه متخیّله‌اش دربارۀ عایشه توهّمی کند، کافری است که قطعه‌قطعه‌اش کنند و هر تکّۀ بدنش را به عنوان تبرّک ‌ببرند! و می‌گفت: «او صریحاً لعن می‌کرد، و از عمر و ابابکر هم دلِ پری داشت!» گفتم: شیعه شد یا نشد؟! می‌گفت: «من نمی‌دانم، حالا آخر عمرش عمر و ابوبکر را هم لعن کرده باشد یا نکرده باشد!» علی‌کلّ‌تقدیر می‌گفت که: «من معتقدم که نسبت به آنها هم تردّد شدید داشت و با همان [حال از دنیا رفت].1

  • انتقاد ابوریّه به ابوهریره و احترام ایشان به امیرالمؤمنین علیه السّلام

  • و در همین کتاب أبوهریره، ابوهریره را به باد انتقاد می‌گیرد؛ معاویه را که دیگر اصلاً یگانه‌جُرثومۀ فساد و مخالف اسلام و از بین برندۀ حکومت اسلام و تبدیل‌کنندۀ حکومتِ واقعی و نبوّت و خلافت و سلطنت و هویٰ‌پرستی معیّن می‌کند؛2 خیلی‌خیلی روشن! و إنصافاً آن جملاتی که از امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌آورد، خیلی با احترام است؛ و در یک جای آن ـ که من خواندم ـ یکی دو صفحه بیان می‌کند، بیان می‌کند، بیان می‌کند و بعد آخرش از امیرالمؤمنین می‌گوید که:

  • لَک اللَه یا عَلیُّ و قَد کُنتَ مَظلومًا فی کُلَّ شَیء؛3 «خدا با تو باشد، خدا بیاید دست تو را بگیرد ای علی! من هرآنچه چشم انداختم دیدم در هر چیزی به تو ظلم کردند: لقد أظلَموک فی کلّ شی‌ء!»

  • این حرف یک سنّی است! معنای «لَک اللَه» می‌دانید چیست؟! یعنی هیچ موجودی نمی‌تواند بیاید و دست تو را بگیرد و از عهدۀ این ظلم‌هایی که به تو کرده‌اند، بخواهد نیرویی به تو بدهد؛ فقط خدا باید دست تو را بگیرد و به تو نیرو بدهد! در مقابل تمام این مسائل، خدا جزای توست!4

    1. امام شناسی، ج ‌١٨، ص ٢٨٥، تعلیقه ١:
      «...این مرد سنّی‌مذهب به‌واسطۀ فکر روشن و انصاف و مطالعات عمیق، دریافت که فقه عامّه دارای خلل است و در صحاح عامّه و بالأخص در صحیح بخاری روایات باطله و خلاف تاریخ و خلاف عقل بسیار است. لهذا این دو کتاب ارزشمند: الاضواء و شیخ المَضیرَة را در ردّ احادیث و فقه عامّه که بر روایات راویانی کاذب و متّهم همچون ابوهریره متّکی می‌باشد، تدوین نمود. حضرت علاّمه حاج سیّد مرتضی عسکری ـ أمَدَّ اللهُ فی عُمرِه الشّریف ـ که سبط خال والد حقیر (مرحوم آیة الله کبیر و محدّث عظیم آقامیرزا محمّد طهرانی عسکری مقیم و متوطّن در بلده طیّبه سُرَّمَنْ رآه) هستند، می‌فرمودند: ”من برای او دو کتاب از مصنفات خودم: عبدالله بن سبا و جلد اوّل احادیث امّ‌المؤمنین عایشه را به مصر فرستادم، برای وی بسیار جالب بود. و یک بار که به مصر رفتم برای دیدارش به بیمارستان رفتم، مریض بود در همان مرض فوت، از ملاقات و زیارت همدیگر بسیار مشعوف شدیم.“ ایشان می‌فرمودند: “به قدری برای او، عایشه زن خشن و تحریف‌کنندۀ تاریخ و دشمن أمیرالمؤمنین و فاطمۀ زهراء علیهما السّلام، مورد نفرت گردیده بود که در همان روی تخت بیمارستان چندین بار او را لعنت کرد. و از عثمان نیز برائت می‌جست.“
      من از ایشان پرسیدم: او نسبت به شیخین چگونه بود؟! فرمودند: ”نسبت به آنان هم به مطالب بسیاری رسیده بود و مذمّت می‌نمود، ولی هنوز به مرحلۀ لعن و برائت نرسیده بود که از دنیا رحلت نمود.“
      از فوت او تا این زمان متجاوز از سی سال می‌گذرد؛ اللهم احشُرهُ مَعَ مَن یَتَولّاهُ و یُحِبُّهُ، و أبعِده مِمنَّ یَتَبرَّأ منِهُ و یَبغِضُهُ!»
    2. شیخ المضیرة أبوهریرة، ص ١٨٢.
    3. أضواء علی السنّة المحمّدیّة، ص ٢٤٩.
    4. امام شناسی، ج ‌١٨، ص ٣٤٦:
      «معاویه با این افعال قبیحه در مدَّت چهل سال حکومت خود در شام برای این هدف از حرکت ننشست، و خواب راحت ننمود، و در برابر این جنایات ظاهریّه و باطنیّه، آشکارا و پنهان، نه‌تنها خود را شرمنده و گنهکار ندید، بلکه پیغمبر و أمیرالمؤمنین و قرآن را مجرم و خیانت‌کار می‌نگریست که در برابر فرعونیَّت خود و تار و تبارش قیام کرده‌اند، و ریاست آنان را از مکّه و عربستان برانداخته‌اند.
      اینجاست که عالم بیدار و مطَّلع: شیخ محمود ابورَیَّه پس از بیان جریان مفصّل حرب جَمَل و صفِّین و برانگیختن تمام قوا و امکانات را بر علیه علی بن أبی‌طالب‌ علیه الصّلاة و السّلام بدون اختیار، فریادش بلند می‌شود که‌: ”لَکَ اللهُ یا عَلِیُّ! تَألَّبَت کُلُّ القُوَی عَلَیکَ! و کَم نِلتَ مِنَ البَعِیدِ و القَرِیبِ! و کَم حَمَلتَ مِمّا تَأبَی الجِبالُ أن تَحمِلَهُ (شیخ المضیرة، پاورقی، ص ١٧٢). خدا برای تو و یار و یاور تو باشد ای علی! جمیع قوا و تمام قدرت‌ها را بر علیه تو تنها بسیج کردند و با هم هم‌دست و هم‌داستان گشتند! چه‌بسیار از دست دور و نزدیک به تو رسید! و چه‌بسیار مصائب و مشکلاتی را متحمّل شدی که کوه‌های راسخ و سخت و سنگین از تحمّل آن ابا کردند!“»
      نور ملکوت قرآن، ج ٤، ص ٢٢٧، تعلیقه ٢:
      «در کتاب أضواءٌ علی السّنّة المحمّدیّة (طبع سابق)، ص ٢٤٩ در تحت عنوان: ”غریبةٌ توجِبُ الحَیرة؛ امر غریبی که شگفت‌انگیز است“ گوید:
      ”از غریب‌ترین امور و از چیزهایی که انسان را دچار حیرت می‌کند آن است که: نام علیّ رضی الله عنه را در میان آنان که جمع و کتابت قرآن به عهده شان سپرده شد، نیاورده‌اند! نه در عهد أبوبکر و نه در عهد عثمان. امّا نام غیر او را که از جهت علم و فقه پایین‌تر از علیّ بوده‌اند ذکر کرده‌اند. آیا علیّ در این امور علم و اطّلاعی نداشت؟! یا اینکه مورد وثوقشان نبود؟! یا از کسانی بود که استشاره با او و شرکت دادن وی را در این امر صحیح نبود؟!
      بار پروردگارا! عقل و منطق حکم می‌کنند که علیّ باید اوّلین کسی باشد که متعهّد این امر گردد، و عظیم‌ترین کسی باشد که در این امر شرکت کند. چراکه به‌قدری از صفات عالیه و مزایا به او داده شده بود، که به غیر او از میان جمیع صحابه داده نشده بود. رسول خدا او را بر روی چشم خود تربیت کرد و دوران طویلی در تحت کنف او زندگی نمود. و از اوّلین مرتبۀ وحی تا آخرین مرحله آن را شاهد و ناظر بود؛ به‌طوری‌که یک آیه از آیات قرآن از دست او بیرون نرفت.
      اگر بنا بشود علیّ را در این امر خطیر دعوت نکنند، پس در چه امری باید او را دعوت کرد؟! و اگر در امر خلافت أبوبکر عذرهایی تراشیدند تا از وی تخطّی کنند و از او نپرسند و مشورت نکنند، به کدام چیز اعتذار می‌جویند در عدم دعوت او را برای امر کتابت و تدوین قرآن؟! چه علّت و دلیلی برای آن بیاوریم؟ و چگونه قاضی عادل در این مسأله حکم می‌کند؟ حقّاً این مسأله عجیب است؛ و چیزی در توان ما نیست مگر آنکه کلمه‌ای را بگوییم که مالک غیر آن نیستیم؛ و آن کلمه این است:
      لک اللهُ یا علیُّ! ما أنصفوک فی شی‌ء؛ خدا برای تو باشد و به درد دلت برسد ای علیّ! این زمامداران خلافت و مدّعیان جمع و تدوین قرآن، در هیچ چیز با تو از در انصاف درنیامدند.“»
/