مكتبهاى مختلف درباره ذات و افعال حق تعالى
9اصلاً این خلاف مکتب توحید و آن عَلَمی است که حضرت ابراهیم بلند کرد و سایر انبیاء و اسلام، پایهگذاری خود را بر او گذاشتند که: غیر از پروردگار، در عالم وجود به هیچوجه منالوجوه مؤثّری نیست؛ پس معتزله هم مکتبشان باطل است. اینها نابینا هستند، دو تا چشمهایشان را بستهاند، میگویند که: ما این پائین روی زمین میگردیم و خدا به ما یک قدرتی داده، و یک فعلی داده، و یک اختیاری داده و یک کاری میکنیم؛ راهی هم که به خدا نداریم، خدا کجا و ما کجا؟!
خوب توجّه کنید! ما این مکاتیب را که بیان میکنیم، خیال نکنید اینها یک مکاتیبی است مرده و از بین رفته! ولو اینکه عنوانش از بین رفته و فلاسفه و بزرگان پنبۀ اینها را زدهاند، ولی عملاً بسیاری از مردم دنبال همین مکاتیب هستند! کسانی که میگویند: ما دارای قدرت هستیم، دارای قوّه هستیم، دارای علم هستیم، و از پیش خود داریم این کارها را میکنیم، و راهی هم ما به لقاء خدا نداریم، خُب این مکتب معتزله است دیگر! حالا هرچه بگوید من شیعۀ اثنی عشری هستم؛ ولی او طبعاً دارد از مکتب معتزله تقویت میشود، تعلّم میکند، و از آنجا اشراب میشود؛ پس در مقام عمل باید از آن مکتب بیرون آمد و به مکتب توحید پیوست، و دنبال خطبههای أمیرالمؤمنین و مناجاتهای حضرت سجّاد و دستورها و مباحثاتی که حضرت امام رضا علیهم السّلام دربارۀ توحید در مجلس مأمون داشتند، رفت و دید اینها چه میگویند، و چه قسم این مذاهب باطله را باطل کردهاند؛ و انسان در مقام عمل از این روح شرک بیرون بیاید، و خودش را در تمام شراشر وجود به خدا بسپارد، و هیچ آنی به حول و قوّهای غیر از حول و قوّۀ خدا، متّکی نباشد.
ادلّه بطلان مسلک أشاعره
أشاعره میگویند: خداوند علیّ أعلیٰ که عالم را خلق کرد، هر کاری بخواهد بکند میکند؛ آنها دربارۀ خداوند این چنین قائلند:

