مكتبهاى مختلف درباره ذات و افعال حق تعالى
10اوّلاً: خدا ذاتش در کار کردن مجبور است، اختیار ندارد؛ و این موجوداتی را که خلق کرده است و به اینها اختیار داده این اختیار صورت است و واقعیّت ندارد، تمام افعالی که مردم انجام میدهند، مضطرّند و مجبورند و اختیارشان اختیاری صوری و وهمی است. این افرادی که به این مسجد آمدند، به اختیار خود آمدند وضو گرفتند، به اختیار نماز خواندند، به اختیار اینجا نشستند، این اختیارها همه پوچ است! همه مجبورند و خدا هم در ذات خودش به این آفرینش و به این خلقت مجبور است! این یک جهتِ عقیدۀ آنهاست که آنها را از امامیّه و معتزله جدا کرده است.
و علاوه آنها قائلند خداوند که میگوییم: عادل است، عادل معنا ندارد، عدالت چیست؟ تمام موجودات به ذات خدا بستگی دارند و او به ذات خودش قائم است و هر کاری بخواهد بکند، کیست که جلوی او را بگیرد؟! پس عنوان عدل را به او نسبت دادن صحیح نیست؛ هر کاری که خدا بکند و لو ظلم باشد، از خدا صحیح است.
و این حرف هم درست نیست. اوّلاً: خداوند مجبور است یعنی چه؟! خداوند ذاتش مختار است؛ حالا کار خلاف نمیکند این دلیل بر جبر او نیست. ما هم الآن خیلی از کارهای خلاف را نمیکنیم؛ هر یکی از ما اگر الآن بلند شود لباسش را بِکَند، پیراهنش را هم بِکَند، زیر شلوارش را هم در بیاورد پنج مرتبه دور این مسجد بدود، آیا این کار را میتواند یا نمیتواند؟ میتواند؛ امّا کسی این کار را میکند یا نمیکند؟! نمیکند. از اینکه انسان نمیکند دلیل نیست که در این کار مجبور است؛ چون مختار است و این اختیارش هم براساس عقل است و براساس حکمت است و براساس مصلحت است؛ شخص عاقل کار عبث نمیکند، لذا انسان این کار را نمیکند.
پس نه اینکه الآن ما در گفتن و شنیدن مجبوریم، ما مجبور نیستیم! ما خیلی از کارها را میتوانیم بکنیم امّا نمیکنیم! خدا خیلی از کارها را میتواند بکند امّا نمیکند؛ چون حکیم است، خبیر است، بصیر است نمیکند. خداوند میتواند ظلم کند امّا نمیکند، چون ظلم مناسب با ذات او نیست؛ خداوند میتواند تمام متّقین را به جهنّم ببرد امّا نمیبرد، چرا ببرد؟! چون وعده داده، داعی هم ندارد زیر وعدهاش بزند، خُلف وعده کند؛ امّا نه اینکه کسی جلوی خدا را واقعاً گرفته باشد و او را مجبور کرده باشد که حتماً باید مؤمنین را به بهشت ببری! نه، خدا جبری ندارد.

