
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
21خواهم رفت! حالا به روی بزرگواری خودمان نمیآوریم این مسئله را! این یك چیز دیگر است، ولی واقع قضیه یواشكی همینجا بماند، میدانیم خدا با كسی عقد اخوّت نبسته، عقد اخوّت نبسته.
یكی برای بنده یك نامه داده بود: یا باید از من اطاعت مطلق كنی، یا به قول فلانی خداوند با كسی عقد خویشاوندی نبسته.
بنده رفتم به او گفتم، گفتم: این فقط اختصاص به من دارد یا شما را هم شامل میشود؟ شامل شما هم میشود؟
سرش را انداخت پایین جواب ما را هم نداد، به او تازه بر هم خورد! خب بله، خدا با كسی عقد اخوّت نبسته، ولی این فقط برای من كه نیست، برای همه است، همه همینطورند. چرا خودت را جدا میكنی عزیزم؟ خودت هم جزو این هستی یا نیستی؟ بسیار خب، این نصیحت نصیحت خوبی است، نصیحت خوبی است كه انسان به هركس كه میخواهد نصیحت بكند، بكند؛ ولی به شرطی كه خودت هم جزو همین بیاوری.
ما كه بابا كجای كاریم آن اولیاء، آن ائمه، خود پیغمبر وقتی كه آیات را برای مردم میخواند اول تن خودش میلرزید. آنوقت خیال میكنیم پیغمبر نشسته آن بالا و جبرائیل هم از آن بالاتر بیاید پایین و به پیغمبر این آیه را القاء كند و بعد هم او به مردم بگوید ایها الناس این كار را بكنید و الّا خدا پدرتان را درمیآورد! خیال كردید؟ جبرئیل اینجاست، میكائیل هم دست چپم است، عزرائیل هم جلویم است ...
نه آقا این خبرها نیست! پیغمبر وقتی یك آیهای را كه در مقام عبودیت است و افراد را در مقام ربوبیت ذلیل میكند، اول خودش از همه بیشتر ذلیل میشد. اول این آیه بر پیغمبر نازل میشد بعد بر مردم. منتها پیغمبر در عالم خودش، مردم هم در عالم خودشان. هركدام در عالم خودش. پیغمبر بیشتر از مردم به ذلّت و به عبودیت این خطابات قرار میگرفت.
نه آن پیغمبر است و دیگر كارش تمام است، آن دیگر مسئلهای نیست و اینها همه به خاطر این است كه به سر ما بخورد و ...
