
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
27گفتم ظاهرا مثل اینكه سلوك را باسكولی میدانند! ما تا حالا سلوك باسكولی نشنیده بودیم كه آنجا سنگینتر میشود، این كه تو میروی آنجا سنگینتر میشود! اتفاقا آن بنده خدا حالا هم نمیآید، راحت! دیگر حالا باسكول آمد بالا، خیال آنها هم راحت شد!
درست؟ این چیست؟ این معیارها چرا در كله ما درست نشده؟ چرا؟ چرا این معیارها در ذهن ما جانیفتاده؟ اینها چیزهایی بود كه بابا ما از پدرمان میشنیدیم، ما از مجالسشان میشنیدیم، ما از ارتباطاتشان ما این مطالب را میشنیدیم.
پس بنابراین رفقا همه باید این را بدانیم: هرچه بیشتر با هم گرمتر باشیم، منسجمتر باشیم، نفع بیشتر را خودمان میبریم. و بعد به فكر این نباشیم كه حالا چرا اینطور شد، چرا آنطور شد، چرا ... چرا؟ چون هركس پرونده خودش را دارد، این است قضیه. هركس در قبر خودش دفن میشود، هركس یك حد دارد، آدم كه نمیتواند مردم را به غل و زنجیر ببندد، هركس یك حدی دارد، این میآید، میآید، تا این حد، این حد كه رسید میگوید بریدم: خداحافظ! این میآید، میآید كمی بالاتر، میگوید بریدم ...
هركس یك اندازه است. ما نباید نگاه كنیم آن كیست، آن چیست، نگاه كنیم خودمان كه هستیم. همیشه به خود نگاه كنیم و ارتباط با رفیق را ارتباط در راستای او بدانیم نه در راستای تعداد جلسه كه جلسهمان دوازدهتا است، خب الحمدلله جلسهمان دوازده نفر آمدند و ...
بنده شش ساله بودم، پنج ساله بودم، جلسات مرحوم آقا را با سه تا از دوستانشان در عصر جمعه دیدهام، و حال ایشان را در آن جلسات هنوز از ذهنم نمیرود، سنّم پنج سال بود یا شش سال بود. آن حال ایشان در آن جلسه سه نفری یا چهار نفری، از حالشان در جلسه سینفری و چهل نفری بهتر بود. البته بعد كه دیگر مسائل فرق كرد، و دیگر فرق نمیكرد، زیادی و كمی جمعیت در حال ولی خدا تفاوت ندارد، ولی بنده قبل از آن وقت را میگویم.
