
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
25كسی رعایت نكرد، او دیگر در این صورت معلوم است راه دیگری را خودش میخواهد، مسیر دیگری را میخواهد، چه اشكالی دارد؟ بفرمایید.
اما بودن در اینجا شرطش ... درست شد؟ حالا بر این اساس خب یك قوانینی هست. و این را هم خدمتتان بگویم یك روایت داریم كه امام صادق یا امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند كه فرق بین مؤمن و منافق این است كه مؤمن اگر شخصی وارد در جمعش بشود خوشحال میشود، میگوید خب یك نفر هدایت پیدا كرد، هدایت پیدا كرد، نمیگوید آمد در جمع ما، جمع ما شد پنج به اضافه یك؛ هفت به اضافه یك؛ بیست و یك به اضافه یك، بیست و دو؛ نه! میگوید یكی آمد هدایت پیدا كرد. نمیگوید ما شدیم بیست و دو تا، دقت میكنید؟ میگوید هدایت پیدا كرد. تعداد خودش را در نظر ندارد.
ولی منافق وقتی یكی میآید در جمعش، میگوید ما شدیم بیست و دو تا، ما شدیم .... نمیگوید هدایت پیدا كرد، ما شدیم: بیست و دو تا.
اگر یكی از جمع مؤمن رفت، مؤمن ناراحت نمیشود: رفت كه رفت!
منافق ناراحت میشود، چرا؟ چون بیست و دو شد بیست و یك. خیلی روایت عجیبی است ها! میگوید مؤمن نظر به خود ندارد، نظر به او دارد. او كه عدد بیست و یك و نوزد و هفده ندارد! او كه روی عدد نمیسنجد، منافق چون نظر به خود دارد عدد را میشمارد، كنتور میاندازد: یكی زیاد شد، دو تا كم شد، چهار تا اضافه شد، سه تا ... دائم كنتور میاندازد.
لذا مومن وقتی یكی میآید به جمعش وارد میشود میگوید خب الحمدلله این یك چیزی فهمید ببینید! حسابش را جدا كرد، با افراد دیگر نیست.
و وقتی رفت میگوید خب پروندهاش اینقدر است دیگر، خدا انشاءاللَه هدایتش كند.
اما منافق، میرود دنبالش: برای چه آقا رفتی؟ بلند شو بیا! كجا رفتی؟ كسی به تو حرفی زده؟ كسی گفته بالای چشمت ابروست؟ چرا گذاشتی رفتی؟ بعد میگوید كه نشد، میگوید حالا كه رفتی، عیبی ندارد، برو، ولی آنجا نروی ها!
